<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://ghanihld.loxblog.com</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com</link>
<description>عبدالغنی حاجی لی دوجی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>مراوه‌تپه</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/مراوهتپه</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/مراوهتپه</guid>

<description><![CDATA[
دیدنیهای شهرستان مراوه تپه
آبشار بالقایه
مختوم قلی
قیزلر قایه
آبشار گوندر]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اب و هوا مراوه تپه</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/اب-و-هوا-مراوه-تپه</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/اب-و-هوا-مراوه-تپه</guid>

<description><![CDATA[

آب و هوا
&nbsp;
این منطقه از لحاظ آب و هوایی، پوشش گیاهی، خاک و زندگی جانوری از سایر مناطق شمال کشور (گیلان و مازندران) متمایز است و این با کاهش ریزشهای جوی، رطوبت نسبی هوا و افزایش درجه حرارت از غرب به شرق مشخص می&zwnj;شود به طوری که برای مثال می&zwnj;توان اختلاف ریزشهای جوی را که در بابلسر۸۶۸ میلیمتر است و در گرگان به ۶۳۵ میلیمتر و در حوالی گنبد به ۴۷۲ میلیمتر کاهش می&zwnj;یابد در نظر گرفت، (سالنامه هواشناسی کشور- سال ۱۳۶۳) این اختلافات از ترکیب آب و هوایی منطقه ناشی می&zwnj;شود و از دیدگاه هواشناسی خود بخشی جداگانه&zwnj;است اما پدیده&zwnj;هایی از قبیل دوری از ارتفاعات البرز، کاهش رطوبت بادهای غربی و عبور جریانهای هوایی سرد و خشک سپری از صحرای قراقوم را که بسیار کم باران است باید موثر دانست. ضمن اینکه شمال این منطقه ادامه صحرای خشک و نیمه&zwnj;خشک جمهوری ترکمنستان است. ماه بهمن پربارانترین و ماه تیر خشک&zwnj;ترین ماه سال در این منطقه&zwnj;است. درجه حرارت نیز از مغرب به مشرق افزایش می&zwnj;یابد به طوری که در تابستان در بعضی از نقاط صحرایی دمای بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد نیز مشاهده شده&zwnj;است.درجه حرارت نقاط مختلف یکسان نیست. هر چه از غرب به شرق و از جنوب به شمال برویم بر دمای محیط افزوده می&zwnj;شود. برای نمونه با توجه به یافته&zwnj;های هواشناسی دو ایستگاه گرگان و گنبدکاووس می&zwnj;بینیم که میانگین دمای سالانه گرگان ۳۵/۱۷ درجه سانتیگراد و گنبد کاووس ۶/۱۷ درجه سانتیگراد است...ادامه دارد...
&nbsp;
&nbsp;
با توجه به اینکه ارقام مربوط به میانگین دمای سالانه در یک نقطه نمی&zwnj;تواند گویای وضعیت کلی دما در آن منطقه باشد باید به ارقام حداکثر و حداقل مطلق (بیشینه و کمینه) دمای سالانه نیز توجه کرد. کمترین دمای سالانه ایستگاه گرگان ۶/۹- درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد ۵/۱۴- درجه سانتیگراد در دیماه گزارش شده&zwnj;است. بیشترین دمای سالانه نیز در ایستگاه گرگان در تیرماه ۶/۴۳ درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد در تیرماه ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده&zwnj;است.
&nbsp;
از نظر تعداد روزهای یخبندان در سال نیز در نقاط گوناگون استان تفاوتهایی مشاهده می&zwnj;شود به طوری که در ایستگاه گرگان ۱/۱۳ روز و در ایستگاه گنبد ۸/۳۰ روز در طول سال یخبندان ثبت شده&zwnj;است. همچنین تعداد ماههای همراه با یخبندان در ایستگاه گرگان ۵ ماه و در ایستگاه گنبد ۶ ماه گزارش گردیده&zwnj;است بنابراین بارز است که بیشترین میزان تبخیر در نواحی شمالی و کمترین میزان در نواحی جنوبی صورت می&zwnj;گیرد. سردترین ماهها در منطقه دی و بهمن است با ۷/۱ و ۴/۰- درجه سانتیگراد در ایستگاه گنبد ثبت شده&zwnj;است و گرمترین ماهها خرداد، تیر و مرداد به ترتیب با ۲/۳۱، ۱/۳۷ و ۲/۳۳ درجه سانتیگراد است. اختلاف از نقطه&zwnj;ای به نقطه دیگر را باید بیشتر معلول عوامل محلی مانند اختلافات ارتفاع یا بادهای محلی دانست. بادهای مرطوب غربی از جمله بادهای غالب منطقه&zwnj;است که در طول زمستان از غرب به شرق و جنوب&zwnj;شرقی می&zwnj;وزد و اغلب باران&zwnj;زاست. از دیگر بادهای منطقه باد سرد و خشک شمال&zwnj;شرقی است که از سیبری می&zwnj;وزد و فاقد رطوبت است و در منطقه به نام محلی ترکمنی &laquo;سورتیک&raquo; (Sortik) شناخته می&zwnj;شود.
&nbsp;
طبق آمار اختلاف درجه حرارت فصلی به وضوح در منطقه ترکمن&zwnj;صحرا مشهود است و پاییز و زمستان آن مرطوب است. از اینرو شمال این منطقه (بخش شمالی بندرترکمن، گنبدکاووس، مراوه&zwnj;تپه و آق&zwnj;قلا) جزو قلمرو آب و هوای نیمه&zwnj;بیابانی یا نیمه&zwnj;خشک قرار می&zwnj;گیرد و مناطق جنوبی این منطقه (از جمله جنوب بندرترکمن و جزیره آشوراده) جزو مناطق معتدل با آب و هوای شبه مدیترانه به حساب می&zwnj;آید و هر چه از مشرق به طرف غرب ترکمن&zwnj;صحرا برویم آب و هوا معتدل&zwnj;تر می&zwnj;شود.
&nbsp;
پوشش گیاهی
پوشش گیاهی ترکمن صحرا به عملکرد پدیده آب وهوایی، ارتفاع و موقعیت جغرافیایی و خاک منطقه ارتباط مستقیم دارد و این میان، خاک، درجه حرارت و رطوبت از مهم&zwnj;ترین عوامل تعیین کننده در نوع و زمان رشد گیاهان منطقه به شمار می&zwnj;رود.
&nbsp;
پوشش گیاهی شمال گرگانرود نسبت به جنوب آن فقیرتر است و اغلب گیاهان&zwnj;شورپسند و مقاوم در برابر خشکی نظیر اشنیان و گز که برای پرورش شتر و بز و تا حدودی گوسفند مناسب است می&zwnj;روید و برعکس در جنوب رود گرگان، پوشش گیاهی بسیار غنی است و انواع گیاهان چمنی و تیره گندمان نظیر جو خودرو، به علاوه گیاهان متنوع دیگر نظیر برموس، فالاریس و دم در آن می&zwnj;روید که برای پرورش گوسفند و گاو مناسب است.
&nbsp;
زندگی جانوری
جانوران این منطقه از انواع جانوران منطقه نیمه بیابانی تا جنگلی (طوقه جانوری پاله آرکتیک) است و می&zwnj;توان از گرگ، روباه (روباه ترکمنی) و کفتار، خرگوش، موش صحرایی، جوجه تیغی، مار و آهو در بخش شرقی آن، پرندگانی مثل اردک و غاز در مردابها و چمنزارهای مرطوب، کبوتر چاهی، گنجشک، سار، دراج و قرقاول در بخش جنوبی و تیره&zwnj;های مختلف شاهین و عقاب در شمال منطقه نام برد.
&nbsp;
در رودها و آبهای ساحلی دریای خزر نیز انواع ماهیهای شمال ایران به فور یافت می&zwnj;شود که صید آنها مشغله اصلی مردم بندر ترکمن، خواجه نفس و کمش تپه&zwnj;است.
&nbsp;
به علت قرارگرفتن ترکمن صحرا بین مناطق مرطوب و جنگلی البرز شمال و خشک و بیابانی ترکمنستان در شمال و منطقه نیمه خشک مرتفع در شرق بجنورد، تربیت انواع دامها در این منطقه مقرون به صرفه&zwnj;است. از جمله: ۱- اسب و گاو که در مناطق چمنزار و آب کافی تربیت می&zwnj;شود (جنوب گرگان و شرق گنبد) ۲- گوسفند و بز که در مناطق نیمه خشک استپی و نیمه مرطوب تربیت می&zwnj;شود. (بخش&zwnj;های مرکزی، جنوبی و شرقی منطقه) ۳- شتر که در شمال رود گرگان و بخش&zwnj;های شمالی منطقه بویژه ریگزارها و شوره&zwnj;زارهای شمال و شمال شرقی که دارای هوای خشک و رطوبت کم است تربیت می&zwnj;شود.
&nbsp;
به تبعیت از ویژگیهای آب وهوایی، پوشش گیاهی، ارتفاع و زندگی جانوری این منطقه را می&zwnj;توان به سه بخش اکولوژیکی تقسیم کرد:
&nbsp;

منطقه جنوبی که ناحیه&zwnj;ای جنگلی و مرطوب است با بارش سالیانه بیش از ۵۰۰ میلی&zwnj;متر و از نظر شکل زمین عموماً به شکل تپه&zwnj;است که کم&zwnj;کم به دامنه&zwnj;های ملایم البرز شمالی وصل می&zwnj;شود و مهم&zwnj;ترین منطقه پرورش گاو و گوسفند است.
منطقه مرکزی شمال علی&zwnj;آباد، رامیان و گوکلان که بخش وسیعی را به نام دشت گرگان دربرمی&zwnj;گیرد و بین منطقه جنوب و رودگرگان واقع است که مهم&zwnj;ترین بخش زراعی منطقه نیز به شمار می&zwnj;رود. اقلیم معتدل و نیمه&zwnj;خشک مشخصه بارز این حوزه&zwnj;است و پوشش گیاهی آن نیز چمن و استپ نیمه&zwnj;خشک است.
منطقه شمالی که بین رودهای گرگان و اترک واقع شده؛ گنبد کاووس، آق قلا، مراوه تپه، داشلی برون، بندر ترکمن و کمش تپه را دربرمی&zwnj;گیرد که محل اصلی سکونت اقوام ترکمن است و کشت غلات و پرورش اسب و گوسفند در آنجا رایج است

شناخــت تاریخی
منطقه ترکمن صحرا و دشت گرگان تاریخی بسیار کهن دارد. این منطقه به علت همجواری با شهرها، مناطق باستانی معروفی چون داهه (دهستان)، نیشابور، مرگیانا (مرو)، نیسا (نسا)، تپورستان (طبرستان) و کومش است.
&nbsp;
قدیمی&zwnj;ترین یافته&zwnj;های باستان&zwnj;شناسی منطقه شمال سفالینه&zwnj;ها و دست ساخته&zwnj;های بشر (که در شمال شهرستان گنبد کاووس یافته شده) پیشینه سکونت و زیست در این منطقه را به بیش از هفت هزار سال پیش می&zwnj;رساند.
&nbsp;
در منطقه ترکمن صحرا، شهرستان ترکمن با دارا بودن ویژگیهای مختلف از نظر تاریخی دارای اهمیت بسزایی بوده&zwnj;است. با وجود جدیدالتأسیس بودن بندر ترکمن، شهرستان ترکمن دارای پیشینه تاریخی کهنی است.
&nbsp;
وجود گورستان و تپه باستانی کمیش تپه کوچک، دیوار تاریخی گرگان (دیوار قزل آلان) یا دیوار ترکمن صحرا در شمال شهرستان، جزیره آبسکون، جزیره مهم و استراتژیک آشوراده در غرب بندر ترکمن و غیره پیشینه سکونت در این شهرستان را به سالیان بسیار دورتر برمی&zwnj;گرداند.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ترکمن ها</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/ترکمن-ها</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/ترکمن-ها</guid>

<description><![CDATA[
[سه شنبه سیزدهم اسفند 1392] [12:34] [قــربان محمـــــد آرام]





ترکمن ها







ترکمنهــای ایـرانترکمن&zwnj;های ایران بیشتر در جنوب شرقی دریای خزر و در ترکمن&zwnj;صحرا و اطراف رودخانه اترک وگرگان&zwnj;رود سکونت دارند. از لحاظ استانی، سکونتگاه&zwnj;های ایشان در استان&zwnj;های گلستان (بیشتر بخش شمالی استان)، خراسان رضوی (روستاهایی در نوار مرزی شمال استان و تربت جام) و خراسان شمالی (منطقهٔ راز و جرگلان شهرستان بجنورد) پراکنده است. از شهرهای مهم ترکمنان در ایران می&zwnj;توان بندر ترکمن، گنبد قابوس، کلاله، آق قلا، گمیشان، مراوه&zwnj;تپه و اینچه&zwnj;برون را نام برد.ترکمنهــا در گذر زمــان
نام ترکمن از قرن پنجم هجری (یازدهم میلادی) نخست به شکل جمع فارسی &laquo;ترکمانان&raquo; توسط نویسندگان ایرانی مانند گردیزی و ابوالفضل بیهقی استعمال شده و به همان معنی اغوز در ترکی و غز در عربی و فارسی به کار رفته است.
غزان نخست در مغولستان داخلی (در شمال چین و جنوب جمهوری مغولستان) واقع است (ترکستان) سکونت داشتند و در کتیبه&zwnj;های اورخون متعلق به قرن هشتم میلادی، ذکر ایشان در مغولستان رفته است. اغزان مزبور را ترک محسوب داشته&zwnj;اند نه ترکمان. ترکمانان، را فقط در جانب مغرب یاد کرده&zwnj;اند. نخست با تلفظ &laquo;تو کو مونگ در دانشنامهٔ چینی سدهٔ هشتم میلادی (تونگ تین فصل ۱۹۳). به قول تونگ تین، واژهٔ توکومنگ نام دیگری است که به کشور سوک تاک یعنی کشور آلانان اطلاق شده و اینان در آغاز تاریخ میلادی در مشرق تا مسیر سفلای سیردریا مستقر بودند و آنجا در قرن چهارم ه&zwj;. ق. (دهم میلادی) مقر اصلی اغزان بود. در کتب جغرافیایی عرب، ترکمان (الترکمان یا الترکمانیون) فقط توسط مقدسی در شرح چند شهر واقع در شمال و شمال غربی &laquo;اربیجاب&raquo; یا &laquo;سیرام&raquo; -که موقعیت آن درست معلوم نیست- آمده در باب اصل واژهٔ ترکمان در قرن پنجم به درستی معلوم نیست که آن را از ترکیب فارسی &laquo;ترک مانند&raquo; گرفته&zwnj;باشند.
در گذشته ترکمن نام عمومی بسیاری از اقوام ترک&zwnj;تبار به ویژه اقوام اغوز مسلمان کوچ&zwnj;نشین بود و نه صرفاً قومی که امروزه ترکمن نامیده می&zwnj;شود و شامل طوایفی است که در شرق دریای خزر از رود جیحون تا شمال خراسان و رود گرگان سکونت داشته&zwnj;اند. هم&zwnj;اکنون نیز گروه&zwnj;هایی در عراق و سوریه به ترکمن معروفند که ارتباط قومی و تاریخی با قوم ترکمن ساکن ترکمنستان و مناطق اطراف ندارند. برخی از این اقوام اغوز موفق به تشکیل دولت&zwnj;های بزرگی در ایران دورهٔ اسلامی شدند مانند:












سلجوقیان (۴۲۹ ه&zwj;. ق. &ndash; اواخر قرن ششم)[۱۰]
قره قویونلو (۷۸۰ &ndash; ۷۴۸ ه&zwj;. ق.)
آق قویونلو (۷۸۰ &ndash; ۹۸۰ ه&zwj;. ق.)
افشاریه
قاجاریه[۱۱]

موسیــقی ترکمن 

ساز اصلی در موسیقی ترکمنی، تامدیره یا تنبوره و یا همان دوتار است. همچنین نواختن کمانچه و نی نیز در بین ترکمنان رواج دارد و در دههٔ اخیر برخی، به اجرای نغمات این موسیقی با سازهای الکترونیک روی آورده&zwnj;اند.اسب ترکمن


اسب ترکمن گونه&zwnj;ای از اسب با نژاد ترکمن خالص است که در منطقه ترکمن صحرا زیست کرده و پرورش می&zwnj;یابد. رنگ آنها بیشتر خاکستری رنگ است و بدنی کشیده و لاغر دارند. شکم آنها بر خلاف بسیاری از نژادهای دیگر اسبها، تخت است، به عبارت دیگر شکم آنها لاغر است. صادرات این اسب به خارج از کشور ممنوع است.
اسب ترکمن اسبی است دارای ویژگی&zwnj;های منحصر به فردی است، از جمله: قد ۱۴۸ تا ۱۵۵ سانتیمتر، گوشهای بلند و متحرک، سینه فراخ و متناسب، کپل کم شیب با عرض خوب، مفاصل قوی، سم&zwnj;های محکم با زاویه مناسب، تحمل حرکات سنگین ورزشی. رنگ&zwnj;های تیره&zwnj;های اسب آخال تکه و یموت شامل: کهر، نیله (طوسي)، سمند، کرنگ، قره کهر، ابرش، سیاه، و سفید است.[۱]
نژادهای شناخته شده اسب ترکمن در سه گروه: یموت، اسب آخال تکه، چناران (مخلوط از تلاقی اسب ترکمن و اسب عرب) دسته بندی شده&zwnj;اند.
برخی نیز آميخته تروبرد و تركمن (دو خون) هستند.[۲]
اسب ترکمن اندامی کشیده، دُمی باریک، سر و گردن زیبا دارد. برای اسب&zwnj;های با نژاد ترکمن درسال&zwnj;های گذشته ذخیره&zwnj;های ژنتیک این اسب، تقاضای جهانی یافته است. اسب ترکمن در نزد ترکمن&zwnj;ها پیشینه&zwnj;ای طولانی در سنن و زندگی صحرانشینی وجنگ وگریزها درگذشته داشته است.
گفتنی است برنامه&zwnj;های اشتباه نیم قرن گذشته لطمه زیادی به ذخیره ژنتیکی اسب&zwnj;های ترکمن زده است و متاسفانه تعداد اسب&zwnj;های ترکمن خالص و خوب به شدت کاهش یافته است.
امروزه خالص&zwnj;ترین اسب&zwnj;های ترکمن ایران را در منطقه راز و جرگلان از توابع استان خراسان شمالی می&zwnj;توان یافت که بیشترین جمعیت این اسب را دارا می&zwnj;باشد. خوشبختانه در سال&zwnj;های اخیر توجه بیشتری به تولید اسب&zwnj;های ترکمن شده است.



منبع : http://fa.wikipedia.orgترکمن یک اسم یا نام قوم نیست بلکه یــک تاریخ است.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تلاشی برای آبادانی مراوه تپه</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/تلاشی-برای-آبادانی-مراوه-تپه</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/تلاشی-برای-آبادانی-مراوه-تپه</guid>

<description><![CDATA[
تلاشی برای آبادانی مراوه تپه






به نوشته ی اترک : مراوه تپه آخرین شهرستان استان گلستان می باشد که رودخانه ی مرزی اترک از کنار شهر گذشته و مزار شاعر شهیر ترکمن ، مختومقلی فراغی در این شهرستان واقع شده است .
اما از نظر امکانات رفاهی این شهر جزو کم توسعه یافته ترین شهرستانهای استان می باشد .
در دولت قبل برای رفع این محرومیتها بخش مرزی مراوه تپه به شهرستان تبدیل شده و از کلاله جدا شد . اما علی رغم این جدا شدن هنوز گرد و غبار محرومیت به خصوص در برخی جهات شهرستان به چشم می خورد .
نبود پزشک متخصص در کل شهرستان ، کمبود پزشک عمومی که در خود مرکز شهرستان تعداد پزشکان از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمی کند . امکانات بستری ، سونوگرافی و ... ، سختی راه و خرابی جاده ها از دیگر مشکلات شهرستان می باشد که در وهله ی اول رغبت را از هر غریبه ای برای آمدن به مراوه تپه می گیرد .
اما اگر به مراوه تپه آمدی و کمی هم به آن دل دادی ،&zwnj;آن وقت دیگر دل کندن از مراوه تپه برایت سخت خواهد شد .
انگار مراوه تپه ، خاک دامن گیر دارد . آن وقت دیگر از هر مراوه تپه ای ،&zwnj;مراوه تپه ای تر می شوی.
آری این به گزاف نیست و واقیعت این مطلب را می توانید از اکثر کسانی که در مراوه هستند بپرسید .
آری اینچنین است که هر کسی که به مراوه تپه می آید تمام تلاشش را برای موفقیت این شهرستان انجام می دهد و اگر موفق بود ،&zwnj;احساس رضایت می کند . هر چند در این بین هستند کسانی که از بودن در هر جایی احساس رضایت ندارند ،&zwnj;این دسته افراد حتی اگر در بهترین نقطه ای از جهان هم باشند ،&zwnj;آنجا برایشان جهنم خواهد شد .
امیدواریم برای شمایی که تازه به مراوه تپه آمده ای ، مراوه تپه بهشت زیبایی شود ،&zwnj;چرا که واقعا زیباست اگر زیبا ببینید .
آبشار بالی قایه ،&zwnj;جنگلهای آق امام ،&zwnj;آبشار شارلق ،&zwnj;آبشار گوندر ، چشمه ی ساوه ،&zwnj;چشمه ی دام دام ،&zwnj;مزار مختوقلی فراغی ،&zwnj; رودخانه ی اترک و ...
مراوه تپه آمدید با نگاه قشنگ بیایید.مراوه تپه منتظر نگاه قشنگ شماست .
جامی خبرنگار اترک 




]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عکس از مسجد و مدرسه کریم ایشان و آرامگاه سید قلیچ ایشان</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/عکس-از-مسجد-و-مدرسه-کریم-ایشان-و-آرامگاه-سید-قلیچ-ایشان</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/عکس-از-مسجد-و-مدرسه-کریم-ایشان-و-آرامگاه-سید-قلیچ-ایشان</guid>

<description><![CDATA[
عکس از مسجد و مدرسه کریم ایشان و آرامگاه سید قلیچ ایشان





مدرسه و مسجد کریم ایشان در روستای کریم ایشان و در مسیر جاده کلاله- مراوه تپه شهرستان کلاله واقع شده است و با شهرستان گنبد 79 کیلومتر فاصله دارد. ساختمان مسجد و مدرسه متعلق به دوره قاجاریه می&zwnj;باشد و بر اساس تاریخی که بر سردر ورودی مدرسه کتابت شده ، در سال 1328 هجری قمری ساخته شده است. مسجد و مدرسه کریم ایشان به شماره 1124 مورخه 21/7/54 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.مسجد کریم ایشاناین مسجد در سال 1328 هجری قمری ساخته شده است، و با اینکه زیاد قدمتی ندارد، اما خصوصیات بناهای قدیمی&zwnj;تر در آن راه یافته است. بناهای آن ترکیبی از ویژگی&zwnj;های بناهای دیدنی آسیای مرکزی و معماری ایران است. طول آن در حدود 17 و عرض آن در حدود 13 متر است. ساختمان آجری مسجد که عاری از هرگونه تزئین می&zwnj;باشد ، با نقشه&zwnj;ی ( پلان تیپ) مربع- مستطیل بنا شده است. این مسجد شامل یک شبستان با در ورودی در جبهه جنوبی می&zwnj;باشد که سقف آن بوسیله چهار گنبد پوشش یافته است. گنبد&zwnj;ها از نظر معماری قرینه یکدیگر، بسیار دقیق، منظم و به شکل بسیار زیبایی بنا شده است.مدرسه کریم ایشان 




مدرسه کریم ایشان که در نزدیکی مسجد و در ضلع جنوب غربی آن است به شکل زیبایی با پلان چهار ضلعی یا مربع شکل ساخته شده است. &laquo; ابعاد ساختمان مدرسه در حدود 30 متر است و زیربنای آن حدود 1000 مترمربع و ضخامت جرز دیوارهای آن در حدود 1 متر است ، که به وسیله آجرهای ضخیم ساخته شده است و شامل یک حیاط و تعداد 23 حجره است.&raquo; بر سردر ورودی مدرسه یک بیت شعر نوشته گردیده است، که ماده، تاریخ ساخت مدرسه را بیان می&zwnj;کند. با حساب کردن دو واژه&zwnj;ی (وطن غریبان) در حروف ابجد تاریخ 1328 ه.ق استخراج می&zwnj;شود:مدرسه ایشان سید قلیچ عزیزان ........... تاریخ این بگویم باشد وطن غریباندو گلدسته کوچک نمای بیرونی سردر را آراسته است. علاوه بر این دو گلدسته، چهار گلدسته&zwnj;ی بزرگ در چهار گوشه&zwnj;ی ساختمان مدرسه ساخته اند، که بر زیبایی مدرسه بسیار افزوده است. دیوار و گلدسته&zwnj;ها و طاق&zwnj;ها و طاق نماها و پوشش کف حیاط و بام از آجرهایی است که ابعاد برخی از آنها 20*40 سانتیمتر است. در چند جا پنجره هایی مشبک گچی کار گذاشته اند.تنها قسمتی از بنا که در آن کاشی به کار رفته، نمای خارجی سردرورودی مدرسه است، که بانقش&zwnj;های هندسی و چلیپایی تزئین گردیده است. طرفین درگاه ورودی دارای قوس جناقی ملایم است، که در طرفین درگاه ورودی و در درون طاق نماها نقش&zwnj;های تزئینی شیر و خورشید ساخته شده با کاشی دیده می&zwnj;شود. درگاه ورودی دو طبقه است. طبقه&zwnj;ی دوم این بنا که از دو طرف آن جهت دسترسی به آن پله می&zwnj;خورد، مکان مخصوصی دارد که به نظر می&zwnj;رسد ، مکان امام جماعت و مدرس مدرسه بوده است. در قسمت دیوار داخلی آن اشکال تزئینی انواع میوه ، ظروف و اسلحه نقش بسته است. این اتاق به وسیله پنجره هایی از جهات شرقی و غربی به محوطه&zwnj;ی مسجد و مدرسه چشم انداز دارد. نمای خارجی و اضلاع طرفین سردر ورودی را طاق نماهای آجری می&zwnj;پوشاند. راه دسترسی به طبقه&zwnj;ی بالا اتاق درگاه ورودی و داخل گلدسته&zwnj;ها توسط توسط پله هایی صورت می&zwnj;گیرد، که این پله&zwnj;ها در داخل طرفین مدخل ورودی و نیز در چهار گوشه حیاط مدرسه تعبیه شده است. راه دسترسی به پشت بام حجره&zwnj;ها نیز از طرفین مدخل ورودی از خارج بنا می&zwnj;باشد. محل پله&zwnj;ها در ساختمان مدرسه به شکلی است که در هنگاه ورود به مدرسه به چشم نمی&zwnj;خورد.در زوایای اضلاع خارجی مدرسه، برج هایی آجری نیم دایره با آثار مناره&zwnj;های آجری به چشم می&zwnj;خورد. به طور کلی ساختمان مدرسه و مسجد کریم ایشان در پیشتر ، از استحکام قابل توجهی برخوردار بوده است. ولی بر اثر مرور زمان بویژه در زلزله سال 1348 خورشیدی صدمه فراوان دیده است. حیاط مدرسهمدرسه کریم ایشان دارای حیاط چهار ضلعی با حجره هایی در پیرامون آن است. در مرکز حیاط حوض آبی شش ضلعی ساخته شده است.حجره&zwnj;های مدرسه حجره&zwnj;ها یا اتاق طلبه&zwnj;های مدرسه کریم ایشان دارای یک ایوان کوچک در جلو و یک پستو در عقب با فرم و پلان مستطیل شکل است. حجره&zwnj;ها در چهار ضلع حیاط مدرسه به صورت گنبدی و به شیوه&zwnj;ی ضربی و به تعداد 23 حجره ساخته شده است. ایوان&zwnj;های جلوی حجره دارای قوس جناقی تندی است. حجره هایی که در چهار گوشه&zwnj;ی حیاط احداث شده ، کوچکتر و پلان آن مستطیل شکل ناقص است. به عبارت دیگر گوشه&zwnj;ی یک ضلع آن پخ گردیده است. ایوانچه&zwnj;های جلو این حجره&zwnj;ها با ارتفاع کم و قوس جناقی ملایم می&zwnj;باشد، و تزئین آن آجری با یک برآمدگی به جلو به صورت هره آجری است.ایوان&zwnj;های کوچک یاد شده محل بحث طلبه&zwnj;ها پس از پایان ساعت درسی و حجره&zwnj;ها محل استراحت و نگهداری وسایل شخصی است. حجره&zwnj;های مدرسه کریم ایشان معمولا برای بیش از یک نفر است و هیچکدام از حجره&zwnj;ها رو به بیرون از مدرسه ساخته نشده است. ولی دارای پنجره ای است که به بیرون از مدرسه باز می&zwnj;شود. هر حجره دارای یک اسم می&zwnj;باشد، که اسم حجره&zwnj;ها از نام بزرگان و مشایخ طریقت وسله عرفانی مثلا شیخ ابوالحسن خرقانی، بازیه بسطامی، غزالی، سعدی و ... گرفته شده است. یکی از حجره&zwnj;ها را اختصاص به کتابخانه به نام کتابخانه امام محمد غزالی کرده اند.عیدگاهدر مجاورت مدرسه&zwnj;ی کریم ایشان و در جبهه جنوب شرقی آن ، مکانی تحت عنوان &laquo; عیدگاه&raquo; برای انجام فرایض نماز عید فطر، عید قربان و نماز جمعه ساخته شده است. عیدگاه دارای پلان هندسی چند ضلعی و سقف دو طبقه مصطبه ای شکل و عاری از تزئینات است.بانی مدرسهبه استناد یک بیت شعر که بر روی سردر ورودی مدرسه کتابت شده است، بانی مدرسه &laquo; سید قلیچ ایشان &raquo; است، که پس از احداث مدرسه تولیت ان را به عهده می&zwnj;گیرد. پس از ایشان فرزندان ارشدش حاج کریم ایشان و پس از نامبرده سید محمد ایشان متولی مدرسه می&zwnj;شوند. این سمت که نسل اندر نسل متولی آن فرزندان بانی مدرسه خواهد بود، ادامه خواهد داشت. به عبارت دیگر پس از گذشت متولی، تولیت مدرسه به فرزند ارشد ذکورش می&zwnj;رسد، لازم به ذکر است که آرامگاه بانی مدرسه یعنی سید قلیچ ایشان در مجاورت مدرسه و در بالای جاده ( کلاله- مراوه تپه ) قرار دارد.&nbsp;]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ترکمن صحرا</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/ترکمن-صحرا</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/ترکمن-صحرا</guid>

<description><![CDATA[
ترکمن صحرا 




ش
ترکمن صحرا
منطقه&zwnj;ای در شمال شرقی ایران است و شهرهای گنبد کاووس، بندر ترکمن، آق&zwnj;قلا، مراوه&zwnj;تپه، کلاله، سیمین&zwnj;شهر، گمش&zwnj;تپه، نگین&zwnj;شهر، انبار آلوم و داشلی برون، بجنورد، درگز، شهر فراغی، گلیداغ و اطراف تربت جام را در بر می&zwnj;گیرد. اکثریت نسبی جمعیت ترکمن صحرا را ترکمنها تشکیل می&zwnj;دهند که مردمانی ترکمن زبان و مسلمان(اهل سنت حنفی)هستند.
ترکمن&zwnj;صحرا جلگه&zwnj;ای رسوبی هموار است که از عقب&zwnj;نشینی دریای خزر و تجمع رسوبهای رودهایی نظیر اترک و آق سو به وجود آمده&zwnj;است. این جلگه عریض&zwnj;ترین بخش جلگه&zwnj;های کاسپینی است که شمال استان&zwnj;های گلستان و خراسان شمالی را در بر می&zwnj;گیرد. از لحاظ موقعیت جغرافیایی این منطقه از مغرب به دریای کاسپین و از شمال به جمهوری ترکمنستان محدود می&zwnj;شود که با طول ۴۰۰ کیلومتر از غرب به شرق گسترده&zwnj;است و از مشرق به خراسان و منطقه نیمه&zwnj;خشک بجنورد و دره&zwnj;گز و از جنوب به کوهپایه&zwnj;های جنگلی البرز شمالی محدود است. شیب زمین از جنوب به شمال و از شرق به غرب در امتداد شبکه آبها و رودهایی که به دریای خزر می&zwnj;ریزد کاهش می&zwnj;یابد.
شهرستان مراوه تپه :شهرستان مراوه تپه شرقي ترين شهرستان استان گلستان است كه در تاريخ 19/01/88 از شهرستان كلاله انتزاع گرديد.موقعيت جغرافيايي : از شمال به كشور تركمنستان و از جنوب به جنگل گلستان و شهرستان كلاله و از شرق به خراسان شمالي و از سمت غرب با شهرستان گنبد همجوار است . فاصله تا مركز استان 245 كيلومتر است ، اين شهرستان داراي حدود 52 هزار نفر جمعيت بوده و وسعت آن نيز در حدود 3400 كيلومتر مربع دومين شهرستان از نظر وسعت در استان گلستان است .اين شهرستان داراي دو بخش : مركزي مراوه تپه و گليداغ و نيز داراي چهار دهستان ( مركزي مراوه تپه و پاليزان از توابع بخش مركزي و شلمي و گليداغ از توابع بخش گليداغ است .
وجه تسميه مراوه تپه :در نام گذاري مراوه تپه نقل و قول هاي متفاوتي وجود دارد :1ـ يکي از بزرگان ترکمن از شهر مرو ترکمنستان براي اولين بار وارد مروه تپه مي شود از مردمان محلي جوياي نام اين محل شده بعلت اينکه براي آن نامي قبلاً در نظر گرفته نشده پس از گشت و گذار در آن محله و به سبب شباهت تپه هاي واقع در قسمت شمالي به تپه هاي شهر مرو ،آن را "مرو تپه" نام گذاري کرده است که به علت استعمال زياد اين کلمه و با گذشت زمان کلمه مرو تپه به مراوه تپه تغيير نموده است.2ـ به سبب وجود تپه اي در قسمت شرقي مراوه تپه که بنا به قولي زاغه مهمات بوده که مردم محلي را به جهت دور نگه داشتن از آن منطقه ، هشدار مي دادند که مرو به تپه ( تپه مرو ) که بعلت استعمال فراوان به " مراوه تپه تغيير نام پيدا نموده است.با تصويب هيأت دولت، اصلا&zwnj;حات و تغييرات تقسيماتي در استان گلستان انجام مي&zwnj;شود.وزيران عضو كميسيون سياسي - دفاعي هيأت دولت در جلسه مورخ 29/7/1386، بنا به پيشنهاد شماره 130413/42/4/1 مورخ 24/7/1386، وزارت كشور و به استناد ماده 13 قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري - مصوب 1362 با رعايت تصويبنامه شماره 58538&trade;ت26118 هـ مورخ 22/12/1380، اصلا&zwnj;حات و تغييرات تقسيماتي زير را در محدوده استان گلستان تصويب كردند :الف - روستاها، مزارع و مكان&zwnj;هاي زير از دهستان زاوه كوه بخش مركزي شهرستان كلا&zwnj;له منتزع و به دهستان گليداغ بخش مراوه تپه همان شهرستان الحاق مي&zwnj;شوند :1- آق تقه 2- آق چاتال 3- چاتال 4- قپان سفلي 5- قپان عليا 6- كروك.
ب- روستا&zwnj;هاي چرله و قرناق از دهستان تمران بخش مركزي شهرستان كلا&zwnj;له منتزع و به دهستان مراوه تپه بخش مراوه تپه همان شهرستان الحاق مي&zwnj;شوند.
ج - روستاها، مزارع و مكان&zwnj;هاي زير از دهستان مراوه تپه بخش مراوه تپه شهرستان كلا&zwnj;له منتزع و به دهستان گليداغ همان بخش الحاق مي&zwnj;شوند:1-آق امام 2-آلتي آغاچ بزرگ 3-آلتي آغاچ كوچك 4-امامزاده آق امام 5-مقبره آل خان بابا 6-اوچران&nbsp; 7-پايگاه نظامي&zwnj;شلمي&nbsp; 8-پادگان نظامي&zwnj;آق امام&nbsp; 9-چاروا حاجي قوبش 10-چنارلي 11-چاروا حاجي لبيك 12-مزرعه خانگه شماره1 &nbsp; 13-مزرعه خانگه شماره2 &nbsp;14-مزرعه خانگه شماره3 &nbsp;15-قينار &nbsp; 16-قره يلا&zwnj;ن &nbsp; 17-قرناق &nbsp;&nbsp; 18-عرب قره حاجي &nbsp;&nbsp; 19-كريم ايشان &nbsp; 20-كچيك &nbsp; 21-ميدانجق كوچك.
هـ - مركز دهستان مراوه تپه تابع بخش مراوه تپه شهرستان كلا&zwnj;له از شهر مراوه تپه به روستاي سوزش انتقال مي&zwnj;يابد.دهستان پاليزان به مركزيت روستاي قازان قايه از تركيب روستاها، مزارع و مكان&zwnj;هاي زير ايجاد مي&zwnj;شود:1-آق لر&nbsp; 2-آق قلعه&nbsp; 3-آق چشمه&nbsp; 4-الچكلي&nbsp; 5-الله نور&nbsp; 6-بسطام دره&nbsp; 7-اقي&nbsp; 8-بابا جان&nbsp; 9-پالچكلي&nbsp; 10-پالچقلي 11-پست دره&nbsp;&nbsp; 12-تازه قزل&nbsp; 13-ترناولي بالا&nbsp; 14-ترناولي پايين&nbsp; 15-چارواحاجي آخي&nbsp; 16-حاجي امكان&nbsp; 17-دادالي غزنين&nbsp; 18-دولت اورلا&zwnj;ن&nbsp; 19-شاخلي20-شيخ لر سفلي&nbsp; 21-شيخ لر عليا&nbsp;&nbsp; 22-عطاجان&nbsp; 23-قازان قايه&nbsp; 24-فرق سربالا&nbsp; 25-فرق سر پايين&nbsp; 26-قوشه تپه&nbsp; 27-گوگ دره &nbsp;&nbsp; 28-گوندر &nbsp; 29-محمدجان 30-محمد شاهير 31-مردم دره&nbsp; 32-كركي&nbsp; 33-يكه توت بالا &nbsp; 34-يكه توت پايين در تابعيت بخش مراوه تپه&nbsp;
ح - دهستان شلمي به مركزيت روستاي عرب قره حاجي از تركيب روستاها، مزارع و مكان&zwnj;هاي زير ايجاد مي&zwnj;شود:1-آق چاتال 2-آق تقه 3-آق امام 4-آلتي آغاچ بزرگ 5-آلتي آغاچ كوچك 6-امامزاده آق امام &nbsp; 7-پالچقلي بالا &nbsp; 8-پالچقلي پايين 9-پادگان نظامي&zwnj;آق امام&nbsp; 10-چنارلي 11-چاروا حاجي لبيك&nbsp; 12-چاروا حاجي قوبش 13-چاتال&nbsp; 14-چشمه لي&nbsp; 15-خوجه لر&nbsp; 16-سوجق&nbsp; 17 &ndash;عرب قره حاجي 18-قپان سفلي 19-قپان عليا 20 &ndash;قرناق&nbsp; 21-قرناوه سفلي&nbsp; 22-قرناوه عليا&nbsp; 23-كچيك&nbsp; 24-كروك 25-كريم ايشان 26-ميدانجق 27-ميدانچق پور&nbsp;&nbsp; 28-قره يلا&zwnj;ن&nbsp; 29-مزرعه خانگه شماره يك&nbsp; 30-مزرعه خانگه شماره 2 31 &ndash;مزرعه خانگه شماره3 32-كمرلي &nbsp; 33-مقبره آل خان بابابخش گليداغ به مركزيت روستاي گليداغ شامل دهستان&zwnj;هاي گليداغ و شلمي ايجاد مي&zwnj;شود.شهرستان مراوه تپه به مركزيت شهر مراوه تپه از تركيب:1 &ndash; بخش مركزي به مركزيت شهر مراوه تپه مشتمل بر دهستان&zwnj;هاي مراوه تپه و پاليزان.2 &ndash; بخش گليداغ در تابعيت استان گلستان ايجاد مي&zwnj;شود.اين مصوبه با شماره 159459&trade;ت38028 ك و در تاريخ 1/10/1386 به وزارت كشور ابلا&zwnj;غ شد. در تاريخ 19/01/88 فرمانداري مراوه تپه طي مراسمي با حضور استاندار محترم و هيأت همراه رسماً فعاليت خود را شروع نمود.



]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زلزله ی 6/6 ریشتری مراوه تپه</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/زلزله-ی-66-ریشتری-مراوه-تپه</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/زلزله-ی-66-ریشتری-مراوه-تپه</guid>

<description><![CDATA[
زلزله ی 6/6 ریشتری مراوه تپه





در تاریخ &lrm;۸ مرداد ۱۳۴۹، ساعت ۰:۵۲:۲۰ زلزله ای&nbsp; در ترکمن&zwnj;صحرا رخ داد. این زلزله در عمق ۹٫۷ کیلومتری زمین اتفاق افتاده بود. بزرگی آن ۶٫۶ در مقیاس ریشتر اعلام شده&zwnj;است. زمین&zwnj;لرزه به وقت محلی در روز پنج&zwnj;شنبه، ساعت ۳٫۵ روی داد.
سازمان زمین&zwnj;شناسی آمریکا[۱] نیز جای این زمین&zwnj;لرزه را در مختصات ۳۷.۸&deg; شمالی ۵۵.۹&deg; شرقی و بزرگی آنرا برابر با ۶٫۷ در مقیاس ریشتر اعلام کرده&zwnj;است. ژرفای گزارش شده از سوی این سازمان ۱۶ کیلومتر می&zwnj;باشد.
شمار کشتگان زلزله حدود ۲۲۰ نفر بوده&zwnj;است. تعداد زخمیان ۴۸۳ نفر برآورده شده&zwnj;است. بی&zwnj;خانمان شدگان نیز ۱۰۰۰۰ نفر اعلام شده&zwnj;است. در این زمین&zwnj;لرزه، ۵۶ روستا و ۱٬۷۵۵ واحد مسکونی ویران شدند.از آن زلزله 43 سال می گذرد . خیلی از بزرگان مراوه تپه از آن زلزله ی وحشتناک اطلاع دارند . هر کدام از شهروندان اگر عکسی از آن زلزله و تلفات مردم و یا حتی خاطره ای از آن زلزله دارد برایمان بفرستد.



]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آمار جمعیت</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/آمار-جمعیت</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/آمار-جمعیت</guid>

<description><![CDATA[
شهرستان مراوه تپه
55 هزار و 821 نفر جمعیت که 7 هزارو 906 نفر در شهرستان و 47 هزار و 915 نفر در روستا ها ساکن هستند.
&nbsp;
مدیر کل دفتر اطلاعات و آمار استان گلستان تصریح کرد: از مجموع جمعیت این شهرستان 27 هزار 398 نفر مرد و 
423نفر زن هستند.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اخلاق خانواده2</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/اخلاق-خانواده2</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/اخلاق-خانواده2</guid>

<description><![CDATA[
زنـدگـى پـيـامـبـر(ص ) و امـامـان مـعـصـوم (ع ) نـشـانـگـر گـذشـت و اغـمـاض قـابل توجّهى است كه نسبت به خانواده و افراد جامعه خود داشتند. آنان با كوچكترين بهانه اى از لغـزش ديـگـران چـشم پوشى كرده ، آن را در محيط خانواده و اجتماع با لطف خاصى همراه مى كردند.اينك سيره چند تن از بزرگان دين را بيان مى كنيم :الف ـ سيره پيامبر اسلام (ص ) :در زنـدگـى پـيـامبر اكرم (ص ) موارد بسيارى يافت مى شود كه آن حضرت از كنار اشتباهات و اعـمـال نـاپـسـنـد هـمسران خود، بزرگوارانه مى گذشتند؛ ايشان درباره رفتار خود با خانواده فرموده است : (خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لاَِهْلِهِ وَ اَنَا خَيْرُكُمْ لاَِهْلى )(94)بـهـترين شما كسى است كه با خانواده اش رفتار نيكو داشته باشد و من بهترين شما در رفتار با خانواده خود هستم .بـرخـورد مـحـبـّت آمـيـز رسـول گـرامـى اسـلام (ص ) نـسـبـت بـه زيـردسـتـان ـ اعـم از اهـل خانه و ديگران ـ بگونه اى بود كه حتى بعضى از كوتاهيهاى آنان را بازگو نمى كرد و به رخ آنان نمى كشيد و دوست نداشت كه آنان خجل و شرمنده گردند.





&nbsp;




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;




زنـدگـى پـيـامـبـر(ص ) و امـامـان مـعـصـوم (ع ) نـشـانـگـر گـذشـت و اغـمـاض قـابل توجّهى است كه نسبت به خانواده و افراد جامعه خود داشتند. آنان با كوچكترين بهانه اى از لغـزش ديـگـران چـشم پوشى كرده ، آن را در محيط خانواده و اجتماع با لطف خاصى همراه مى كردند.اينك سيره چند تن از بزرگان دين را بيان مى كنيم :الف ـ سيره پيامبر اسلام (ص ) :در زنـدگـى پـيـامبر اكرم (ص ) موارد بسيارى يافت مى شود كه آن حضرت از كنار اشتباهات و اعـمـال نـاپـسـنـد هـمسران خود، بزرگوارانه مى گذشتند؛ ايشان درباره رفتار خود با خانواده فرموده است : (خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لاَِهْلِهِ وَ اَنَا خَيْرُكُمْ لاَِهْلى )(94)بـهـترين شما كسى است كه با خانواده اش رفتار نيكو داشته باشد و من بهترين شما در رفتار با خانواده خود هستم .بـرخـورد مـحـبـّت آمـيـز رسـول گـرامـى اسـلام (ص ) نـسـبـت بـه زيـردسـتـان ـ اعـم از اهـل خانه و ديگران ـ بگونه اى بود كه حتى بعضى از كوتاهيهاى آنان را بازگو نمى كرد و به رخ آنان نمى كشيد و دوست نداشت كه آنان خجل و شرمنده گردند.انس بن مالك مى گويد:مـن مـدّت ده سال به رسول خدا(ص ) خدمت كردم و حتّى يك كلمه اُفّ هم به من نگفت و هرگز به من نفرمود چرا اين كار را كردى ، يا آن كار را نكردى .(95)ب ـ سيره امام سجّاد(ع ) :وظـيـفـه خـدمـتـكـار در خـانـه ، اجـراى فـرمـان صـاحـب خـانـه و اطـاعت از اوست . از اين رو، هرگاه نافرمانى كند، مستحق عقوبت و سرزنش است . آنان كه در روابط خانوادگى با هر بهانه اى از شـريـك زنـدگـى شـان انـتـقـام گـرفـتـه ، او را سـرزنـش و تحقير مى كنند، به گوشه اى از زندگى پر از عفو و گذشت امام سجاد(ع ) بنگرند و ببينند، آن حضرت چگونه در محيط خانه ، با خدمتكارش برخورد مى كرد:امـام سجاد(ع ) خدمتكار خود را دو مرتبه صدا زد و او جواب نداد، در مرتبه سوّم فرمود: فرزندم آيا صداى مرا نشنيدى ؟! گفت : چرا. فرمود: پس چرا جواب ندادى ؟ گفت : چون ترسى نداشتم و احـسـاس امنيت مى كردم . امام فرمود: سپاس خدايى را كه مملوك و خدمتكار مرا اين گونه قرار داده كه از من در امان است و در دل خود نسبت به من هراسى ندارد.(96)ج ـ سيره امام صادق (ع ) :روش پسنديده گذشت از خطاهاى ديگران به اندازه اى در ميان آن بزرگواران رواج داشت كه امام صادق (ع ) فرمود: (اِنّا اَهْلُ بَيْتٍ مُرُوَّتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا)(97)ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسانى است كه به ما ستم كرده اند.دربـاره امـام صـادق (ع ) نوشته اند، همسرى داشت كه همواره آن حضرت را آزار مى داد و امام (ع ) لغزشهاى او را مى بخشيد.آرى ، الگو قرار دادن پيشوايان دين ، راهنما و ترغيب كننده خوبى براى خو گرفتن انسان به اين صفت والاى اخلاقى در محيط گرم خانواده است .4 ـ مسؤ وليت پذيرى از جـمـله عـوامـل مـؤ ثـر در تـاءمـيـن سـعـادت خـانـواده ، مـسـؤ وليـّت پـذيـرى مـتـقـابـل هـمـسـران اسـت . هـر يـك از زن و مـرد بـايـد بـدانـنـد كـه بـا قـبـول زنـدگـى مـشـتـرك ، مـسـؤ وليـتـهـايـى بـرعـهـده آنـان قـرار مـى گـيـرد كـه پـيـش از تشكيل خانواده از آن آسوده بودند. اين مسؤ وليتها با توجّه به اختيارات ، تواناييها و شرايط خاص هر يك از زن و شوهر تقسيم شده است .رسول خدا(ص ) مى فرمايد: (اَلرَّجـُلُ راعٍ عـَلى اَهـْلِ بَيْتِهِ، وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْاءَةُ راعِيَةٌ عَلى مالِ زَوْجِها وَ مَسْؤُولَةٌ عَنْهُ)(98)مـرد نـگـهـبـان اهـل بـيـت خـود است ، و هر نگهبانى در مورد آنچه كه بايد از آن نگهبانى كند مسؤ ول اسـت ، و زن نـگـهـبـان مـال هـمـسـرش اسـت و نـسـبـت بـه آن مـسـؤ ول مى باشد.و نيز مى فرمايد: (اَلا كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ... وَالرَّجُلُ راعٍ عَلى اَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ؛ فَالْمَرْاءَةُ راعِيَةٌ عَلى اَهْلِ بَيْتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِىَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ)(99)هـمـه شـمـا نـگـهـبـان و مـسـؤ ول هـسـتـيـد، مـرد بـر خـانـواده اش نگهبان است و نسبت به آنان مسؤ ول مـى بـاشـد و زن نـيـز نـسـبـت بـه خـانـدان هـمـسـر و فـرزنـدان او مـسـؤ ول است .اين مسؤ وليت در جانب مرد از اهميّت خاصّى برخوردار است ، زيرا وى عهده دار سـرپـرسـتـى خـانـواده اسـت و در نـتـيـجـه در بـرابـر هـمـه مـسـائل و مـشـكـلات فـكـرى ، روحـى ، اخـلاقـى و اقـتـصـادى هـمـسـر و فـرزنـدان خـود مـسـؤ ول اسـت و طـفره رفتن و شانه خالى كردن از زير بار اين مسؤ وليتها و بى تفاوتى نسبت به آنها آفت بزرگى براى زندگى خانوادگى محسوب مى شود.غـفـلت از شـنـاخت مسؤ وليتهاى گوناگون خانوادگى ، آثار زيانبار بسيارى در پى دارد و در نـهـايـت ، مـوجـب پـشـيـمـانـى و حـسـرت انسان خواهد شد. بدين جهت ، ضرورت دارد كه هر انسان پـيـوسـتـه دربـاره مـسـؤ وليـتـهـاى خـانـوادگـى خـود بـيـنـديـشـد و بـا شـنـاخـت كامل به انجام دقيق آنها همّت گمارد.جلوه هاى مسؤ وليّت پذيرى بعضى از نمودهاى مسؤ وليّت پذيرى زن و شوهر در زندگى خانوادگى عبارتند از:الف ـ تاءمين هزينه زندگى شـوهـر وظـيـفـه شـنـاس و مـسـؤ ول نـسـبـت بـه خـانـواده مـى كـوشـد تـا هـزيـنـه زنـدگـى از قـبيل غذا، لباس ، مسكن ، اسباب و اثاثيه منزل و ساير مخارج لازم براى همسر و فرزندانش را فـراهـم كـنـد. او كـار كـردن را شـرف انـسـان ، جـوهـر زنـدگـى و جـهـاد فـى سـبـيـل الله مـى دانـد. از ايـن رو، از تـنـبـلى بـشـدّت مـى پـرهـيـزد و در راه تـحـصـيـل روزى حـلال تـلاش مـى كـنـد، تا زندگى را با آبرومندى اداره كند و نيازهاى همسر و فرزندان خود را با شرافت تاءمين كند و از اين راه ، خشنودى خدا را فراهم آورد؛ امام باقر و امام صادق (ع ) در اين باره مى فرمايند:كـسـى پـيـش خـدا خـشـنـودتـر و رفـتارش پسنديده تر است كه براى خانه و خانواده اش نعمت و آسايش بيشترى ـ دور از اسراف و تبذير ـ فراهم كند.(100)ب ـ مديريّت خانواده شـوهر وظيفه شناس با تدبير و دورانديشى ويژه خود سياستهاى كلّى خانواده را تعيين مى كند و در ايـفـاى مـسـؤ وليت سرپرستى و جلب اطاعت همسر ـ از پيش ـ زمينه پذيرش و اطاعت را در او فـراهم مى كند، به امكانات و روحيات همسر خويش توجّه كرده ، در حدّ توان ، از او انتظار خواهد داشـت . وى تـنها در كار نيك و معروف به او فرمان مى دهد و از خودراءيى در اين زمينه دورى مى كند و مى داند كه اگر فرمانى برخلاف فرمان خدا باشد، پذيرش و اطاعت همسر لازم نيست .او طـورى زنـدگى را رهبرى مى كند و به خانواده ، نشاط، خرّمى ، نظم و انضباط مى بخشد كه هـمـسـر و فرزندانش او را به عنوان سرپرست واقعى مى شناسند و اطاعت او را بر خود لازم مى شمارند.زن وظـيـفـه شـنـاس نيز قدر زحمتهاى شوهرش را مى داند، به رهنمودها و دستورهاى او احترام مى گـذارد، مـديـريـت او را در امـور زنـدگـى مـى پـذيـرد و مـطـابـق دسـتـوراتـش عمل مى كند و از اين طريق ادامه زندگى مشترك را ميسّر مى سازد.ج ـ همسردارى مـرد مـسـؤ ول ، زن را در دسـت خـود امـانـت الهـى دانسته ، و نسبت به او احساس وظيفه مى كند، به شخصيّت ، افكار و اعمال او احترام مى گذارد، به نشاط و غذاى روحى او و ديگر اعضاى خانواده مـى رسـد، در امـور خـانـه و زنـدگى مشترك با همسر و فرزندان خود مشورت مى كند و به آنها بـال و پـر مـى دهـد. زن وظـيـفه شناس نيز به نظريات شوهر احترام مى گذارد، از او اطاعت مى كـنـد، از صـفـات خـوب او تـشـكـّر كرده ، و با او مدارا مى كند، از توقّع خود مى كاهد، و در حفظ مال ، ناموس و آبروى شوهر مى كوشد.د ـ تربيت اولاد نـمـود ديـگـر مسؤ وليت پذيرى ، در تربيت اولاد آشكار مى شود؛ زن و شوهر وظيفه شناس ، در تـربـيـت صـحـيـح و اسـلامـى فـرزنـدان خـود نـهـايـت تـلاش را بـه كـار مى گيرند و در تمام مـراحـل رشد فرزند، دوران حمل ، شيرخوارگى و پس از آن خود را نسبت به تربيت صحيح اولاد مـسـؤ ول دانـسـته و دستوراتى را كه اسلام براى تربيت صحيح فرزند ارائه نموده ، اجرا مى كنند.اهـميّت اين مسؤ وليت به اندازه اى است كه امام سجّاد(ع ) از خداوند سبحان براى اداى اين تكليف استمداد طلبيده ، عرض مى كند: (... وَ اَعِنّى عَلى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَاءْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ)(101) [بار خدايا] مرا در تربيت ، تاءديب و نيكى به فرزندانم يارى كن .و نيز آن حضرت در بيان حق فرزند نسبت به پدر و مادر مى فرمايد: (وَ اَمـّا حـَقُّ وَلَدِكَ فـَاَنْ تـَعـْلَمَ اَنَّهُ مـِنـْكَ وَ مُضافٌ اِلَيْكَ فى عاجِلِ الدُّنْيا بِخَيْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ اَنَّكَ مَسْؤُولٌ عَمّا وَلَّيْتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الاَْدَبِ)(102)حـقّ فـرزند بر تو، اين است كه بدانى وجود او از توست و نيك و بدهاى او در اين دنيا به تو وابـسـتـه اسـت و بـدانـى كـه در سـرپـرسـتـى او مـسـؤ ولى ، و موظّفى او را به آداب و اخلاق پسنديده پرورش دهى .آثار مسؤ وليت پذيرى ايـن ويـژگـى اخـلاقـى داراى آثـار فـراوانـى اسـت كـه گـسـتـره آن بـيـشـتـر مـسـائل زنـدگـى را در بـرمـى گـيـرد. ايـنك به دو اثر كلّى كه نقش ويژه اى در تاءمين سعادت خانوادگى دارد، مى پردازيم :الف ـ استحكام پيوند خانوادگى از آثار مستقيم احساس مسؤ وليت ، به دست آوردن موفّقيت در امور زندگى است . كسى كه تمامى وظـايـف خانوادگى خود را مى شناسد و يكايك آنها را با علاقه فراوان انجام مى دهد، بدون شك در زنـدگـى خـود مـوفـّق مى شود. همسر وى نيز از اينكه او از وظايف و تكاليف خود آگاه است ، خشنود مى گردد.بـسـيـارى از عـقـب مـانـدگـيـهـا در زنـدگى ، معلول نشناختن مسؤ وليتها و گريز از انجام وظايف خـانـوادگـى اسـت . اگر هر يك از زن و شوهر وظايفى را كه برعهده آنان است ، تشخيص &zwj; داده ، به آن عمل كنند، چرخ زندگى آنها در مسير مطلوب قرار گرفته ، امور زندگى آنها رونق خواهد يافت ، برعكس هرگونه سرپيچى از آن به استحكام اين كانون ، ضربه خواهد زد.مـردى كـه در قـبـال مـسـؤ وليـتـهـاى خانوادگى سهل انگارى كرده ، از زير بار اداره زندگى ، شـانه خالى مى كند و با تن آسايى خود، خانواده اش را در معرض فقر اقتصادى قرار مى دهد و آنان را در برآوردن نيازهاى اوّليه خود يارى نمى رساند. در حقيقت بزرگترين ضربه را به سعادت خانوادگى خود وارد ساخته است .ب ـ آسايش روحى ايـفاى وظيفه متقابل همسران ، موجب اطمينان خاطر يكديگر گشته ، دغدغه هاى روحى ناشى از عدم مـسـؤ وليـت پـذيـرى همسر را از بين مى برد؛ بدين جهت با آسايش فكرى و روحى به زندگى ادامه داده ، روح آنان دچار تشويش و اضطراب نمى شود.عـلاوه بـر ايـن ، بـا وجـود روحـيـه مـسـؤ وليـت پـذيـرى مـتـقـابل در همسران ، ريشه اختلافات خانوادگى از بين رفته ، زن و شوهر در جوّى سالم و با روحيه اى اميدوار به انجام وظايف خود مى پردازند.عوامل پيدايش روحيه مسؤ وليت پذيرى بـا تـوجـّه به آثار ارزنده اى كه روحيه مسؤ وليت پذيرى بر سعادت خانوادگى انسان دارد، شـايـسته است كه هر يك از زن و مرد در صورت كمبود اين روحيه ، درصدد جبران آن برآيند. در اين زمينه عوامل فراوانى مؤ ثر است كه به دو عامل اشاره مى كنيم :الف ـ اعتماد به نفس يـكـى از عـوامل مهمّ تقويت روحيه مسؤ وليت پذيرى ، اعتماد به نفس است . افرادى كه داراى چنين روحـيـه اى هستند، در توانايى خود براى انجام مسؤ وليت ، شك و ترديد ندارند و همواره از مسؤ وليتها استقبال مى كنند و موفقيّت خود را در گرو آن مى دانند. برعكس ، كسانى كه فاقد اعتماد بـه نـفـس هـسـتند، از قبول مسؤ وليت طفره مى روند، زيرا در توانايى خود در انجام مسؤ وليت ، دچار شك و ترديد هستند و قبول مسؤ وليت را با شكست ، مساوى مى دانند؛ بدين جهت از پذيرفتن مسؤ وليت ، شانه خالى كرده ، از آن دورى مى كنند.بـراى اصـلاح چـنـيـن افرادى بايد روحيه اعتماد به نفس و مسؤ وليت پذيرى را در آنان تقويت كـرد. چـنين افرادى با انجام كارهايى كه در توان آنهاست و كسب موفقيّت در آن ، بتدريج اعتماد بـه نـفـس پـيـدا مـى كـنـنـد، زيـرا ايـفاى مسؤ وليت منجرّ به استحكام شخصيت و موفقيّت آنها در زنـدگـى مـى شـود و زندگى را در كام آنها شيرين مى كند. در نتيجه ، در انجام مسؤ ليت شتاب بيشترى از خود نشان مى دهند.ب ـ تاءثير پذيرى از همسر عـامـل ديـگـرى كـه موجب تقويت روحيه مسؤ وليت پذيرى انسان مى شود، معاشرت با افراد مسؤ وليـت پـذيـر اسـت ، زيـرا بـه واسـطـه تـاءثـيـرپذيرى از روحيات ديگران ، صفت مسؤ وليت پـذيـرى بـتـدريـج در او تـقـويـت مـى شـود. روشن است كه وجود چنين روحيه اى در انسان ، موجب سـرايـت ايـن صـفـت بـه هـمـسـر او خـواهـد شـد و هـمـچنين تاءثير فراوانى در مسؤ وليت پذيرى فـرزنـدان آن خانواده مى گذارد. بر عكس ، اگر انسان فاقد چنين روحيه اى بوده ، از همسر خود انتظار داشته باشد كه تمام مسؤ وليتهاى خود را بخوبى انجام دهد، توفيقى در اين زمينه به دست نخواهد آورد.بنابراين ، لازمه ايجاد روحيه مسؤ وليت پذيرى در محيط خانواده اين است كه مرد خانواده ، بيش از هـر كـس اين روحيه را در خود تقويت كند تا با گذشت زمان در همسر و فرزندان خود تاءثير گذارد.آفات سعادت خانواده هـمـان گـونـه كـه مـوفـّقـيـت و خـوشـبـخـتـى خـانـواده مـرهـون عـوامـل سعادت بخش است و با دستيابى به آن ، نور صفا و صميميت محيط زندگى را روشن مى كند، اختلافات و تيره روزى خانواده نيز معلول آفات گوناگونى است كه دامنگير آن مى شود.براى برخوردارى از زندگى سالم و خانواده اى ارزشمند، بايد در زمينه پيراستن كانون گرم خانواده از آفات مختلف تلاش كرد و اجازه نداد كه خانواده در معرض بيماريهاى خانمان برانداز قرار گيرد.اگـر عـوامـلى نـظـيـر احـتـرام ، مـحـبـت و مـودّت ، تـفـاهـم و گـذشت ، مشورت و مسؤ وليت پذيرى مـتـقـابـل زن و شـوهـر مـوجـبـات سـعـادت خـانـواده را فـراهـم مـى كـنـد، عـوامـل ديـگـرى نـيـز وجـود دارد كـه زمـينه هاى اختلاف و درگيرى ، كينه و خشم و در نتيجه از هم پاشيده شدن خانواده را به دنبال دارد كه بايد پيش از پيدايش و گسترش آن ، درصدد دفع آن باشيم . اينك برخى از آفات خانواده را برمى شمريم :1 ـ بد خلقى آدمـى بـايـد سعى كند تا اخلاق و سيرت درونى خود را همچون ظاهر خود زيبا و پسنديده سازد. بدخلقى صفت ناپسندى است كه زندگى انسان را تيره و تار مى كند. ورود بدخُلقى در محيط زنـدگـى خـانـوادگـى مـوجـب عـوارض مـنـفـى بـى شـمـارى مى گردد كه در قالب تند خويى ، گرفتگى چهره ، بى حوصلگى ، اخم و بهانه گيرى نمايان مى شود.بداخلاقى يكى از آفات ويرانگر زندگى خانوادگى است ؛ حضرت على (ع ) فرمود: (مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اَهْلُهُ)(103)هـر كـس بـداخـلاق بـاشـد، خـانـواده اش از او نـاراحـت و ملول مى شود.آثار بدخلقى بدخلقى ، محيط خانه را به جهنّم سوزانى تبديل مى كند كه ثمره اى جز از دست دادن خوشبختى و سعادت افراد خانواده ندارد. اينك برخى از آثار منفى بدخلقى را ذكر مى كنيم :الف ـ ضايع شدن شخصيت انسانى اوّليـن اثـر مـنـفـى بـدخـلقـى بـطـور مـسـتـقـيم متوجه شخص بداخلاق مى گردد؛ بدين معنى كه بداخلاقى چنان چهره زشت و نامطلوبى از انسان ارائه مى دهد كه با مشاهده آن ، خوبيها، صفات ارزشمند و ساير ارزشهاى اجتماعى او از ياد رفته ، شخصيت وى ضايع و در نظر ديگران خوار و ذليل مى گردد. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (رُبَّ عَزيزٍ اَذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ رُبَّ ذَليلٍ اَعَزَّهُ خُلْقُهُ)(104)چـه بـسـا عـزيـزى كه اخلاق بد، مايه ذلّت و خوارى او شده و چه بسا خوار و ذليلى كه اخلاق خوب ، او را به عزّت و بزرگى رسانده است .عـلاوه بـر آن ، بـدخـلقـى مـايـه تـبـاهـى و ضـايـع شـدن آثـار اعمال نيك انسان مى شود. امام صادق (ع ) در اين باره فرمود: (اِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَيُفْسِدُ الْعَمَلَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ).(105)بـدخـويـى ، كـردار را تـبـاه مـى سـازد، چـنـان كـه سـركـه عسل را.ب ـ ايجاد ترس و اضطراب بدخلقى در خانه و يا در محيط كار و زندگى ، زمينه تفاهم و همدلى و صميميت را از بين برده ، موجب دورى از مردم و در نتيجه آشفتگى روحى و احساس تنهايى و دلهره مى شود. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (مَنْ خَشُنَتْ عَريكَتُهُ اَقْفَرَتْ حاشِيَتُهُ)(106)هر كس درشت خوى باشد، دور و برش خالى گردد (و كسى در كنار او نمى ماند).مـحـيـط خـانه و زندگى بايد محل آرامش و آسايش زن و مرد و فرزندان آنان باشد. بداخلاقى ، آرامـش و صـفـاى مـحـيط خانواده را از بين برده ، ترس و دلهره را جايگزين آن مى كند. بعلاوه ، آنـگـاه كـه شـوهـر بـا بدخلقى عرصه زندگى را براى همسرش تنگ كرده و به جاى ملاطفت و نـيـكـى ، خـشـونـت كـنـد، اضـطـراب و تـرس را بـر وى چـيـره سـاخـتـه و تـعـادل روحى او را از بين مى برد. در اين هنگام است كه زن احساس وحشت مى كند و خويشتن را در برابر ديو بدخلقى گرفتار مى يابد. امير مؤ منان على (ع ) فرمود: (لا وَحْشَةَ اَوْحَشُ مِنْ سُوءِ الْخُلْقِ)(107)هيچ وحشتى ، ترسناك تر از بدخلقى نيست .ج ـ زوال محبّت اثـر ديـگـر بـدخـلقى ، كاهش مهر و محبّت و از بين رفتن مهربانى و دوستى است . رفتار انسان بـدخـلق ، بـراى هـيـچ كـس خوشايند نيست ؛ همه از خوى ناپسند، در رنج و عذابند و از آن نفرت دارند.خوشرويى كمترين بهايى است كه زن در مقابل تلاش شبانه روزى خود، از شوهر انتظار دارد و در حـقـيـقـت ، جـبـران كـنـنـده بـسـيـارى از كـمـبـودهـاى مـادى زنـدگـى بـوده ، تحمّل ناهمواريهاى آن را براى او ميسّر مى سازد. زنى كه همواره با تندخويى شوهرش رو به رو مـى شـود، زنـدگى در نظرش تيره و تار شده ، از معاشرت با همسر بى حوصله و بدخلقِ خود خسته و درمانده خواهد شد.گـاهـى تـندخويى و بداخلاقى افراد چنان خسته كننده و نفرت انگيز است كه عدّه اى به انتظار مرگ آنان نشسته و بدين وسيله شاد مى شوند. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (مَنْ ساءَتْ سَجِيَّتُهُ سَرَّتْ مَنِيَّتُهُ)(108)هر كس بداخلاق باشد، مرگش مايه شادى گردد.2 ـ بدگمانى از ديگر آفات سعادت خانواده ، بدگمانى زن و شوهر به يكديگر است كه آثار منفى بسيارى را بـه هـمـراه دارد. شـخـص بـدگمان داراى روحيه منفى بافى و بيمارگونه است . او از سلامت روحى و تعادل روانى برخوردار نبوده ،به رفتار وگفتار ديگران با ديده ترديد مى نگرد.انـسـانـى كـه بـر اثـر روحيه بدبينى ، به همسر خود اعتماد و اطمينان ندارد، از آرامش و صفاى زنـدگـى خـانـوادگى محروم خواهد بود. چنين افرادى در روابط اجتماعى نيز موفق نخواهند شد؛ چـرا كه در نتيجه بدگمانى به ديگران ، دوستان خود را از دست داده ، تنها خواهند ماند. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (شَرُّ النّاسِ مَنْ لَمْ يَثِقْ بِاءَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لَمْ يَثِقْ بِهِ اَحَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ)(109)بدترين مردم كسى است كه به علت بدگمانى به هيچ كس اعتماد ندارد و به جهت رفتار بدش ، كسى به او اطمينان نمى كند.براى از بين بردن صفت ناپسند بدگمانى ، بايد از عواملى كه مايه بروز يا ايجاد بدبينى است ، پرهيز كرد. رفتار مشكوك ، قرار گرفتن در موضع تهمت و نيز همنشينى با بدگويان و افراد شرور، از جمله اسباب بدبينى است (110) كه بايد در محيط زندگى بويژه در كانون گرم خانواده از آنها دورى جست .آثار بدگمانى هـمـسـر بـدبـيـن بـه علت روحيه منفى بافى اش ، سلامت زندگى خانوادگى را در معرض خطر قـرار مى دهد و آن را با عواقب زيانبارى رو به رو مى سازد كه در نهايت ممكن است به نابودى كانون گرم خانواده منجر شود. در اين بخش دو اثر منفى بدگمانى را ذكر مى كنيم :الف ـ برانگيختن بديها يـكـى از نـتـايـج زيـانـبـار بـدگـمـانـى ، كـاهـش انـگـيـزه نـيـكـوكـارى و ارتـكـاب اعـمـال ناپسند است . اگر مردى در مسائل خانوادگى نسبت به همسرش بدگمان باشد، اتهامات واهـى و بـى اسـاسـى را بـه وى نـسـبـت مـى دهـد كـه سـبـب نـاچـيـز جـلوه دادن زشـتـى اعـمـال بـد گـرديـده ، انـجـام اعمال ناشايست را براى او آسان مى كند و در نتيجه ، رفتار او را بـتـدريـج بـه سـمـتـى انـحـرافـى و نـامـطـلوب سـوق داده ، مـوجـب ظـهـور اعمال ناپسند از او خواهد شد. امير مؤ منان على (ع ) در اين مورد فرمود: (سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الاُْمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ)(111)بدگمانى كارها را فاسد مى كند و بديها را برمى انگيزد.ب ـ اختلافات خانوادگى از ديـگـر آثـار مـنـفـى بدگمانى به همسر، ايجاد زمينه وسيع درگيرى و اختلافات خانوادگى اسـت . از نـظـر فـرد بـدبـيـن ، اغـلب رفـتـارهـاى هـمـسـر، مـشـكـوك و نـادرسـت اسـت و هـمـيـن خـيـال واهـى ، مـوجب اعتراضات بى اساس ، پرخاشهاى بيجا، دخالتهاى ناروا، اتهامات پوچ و واكـنـشـهـاى نـاپـسـنـد او در مـقـابـل رفـتـار هـمـسـر مـى شـود. تـحمّل چنين وضعى در دراز مدت براى انسان مشكل و طاقت فرساست . همسر چنين فردى هر اندازه كـه صـبـور و خـويـشتندار باشد، پس از گذشت مدت زمانى ، كاسه صبرش لبريز شده ، به مقابله با او خواهد پرداخت .در نـتـيـجـه ، بـر اثـر غـلبـه روحـيـه بـدگـمـانـى ، هـمـواره بـه خـاطـر مسائل جزئى و غير قابل اعتنا، درگيريهاى مستمر خانوادگى ايجاد مى شود، صلح و آرامش از اين خـانـه رخـت بـرمـى بـنـدد و دوسـتـى و مـحـبـت زن و شـوهـر، بـه جـدايـى روحـى از يـكـديـگـر تبديل خواهدشد. حضرت على (ع ) فرمود:(مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً)(112)بدگمانى بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستى صلح و آرامش باقى نخواهد گذاشت .3 ـ بد زبانى سـوّمـيـن عـامـلى كه سلامت و سعادت خانواده را تهديد مى كند و موجب بروز نگرانيها و اختلافات ميان زن و شوهر مى گردد، بدزبانى است . (زبـان ) كـه وسيله تكلّم و تفهيم خواسته هاى درونى است ، اگر به صورت صحيح به كار گـرفـته نشود و بيماريهاى ناشى از آن معالجه نگردد، آثار منفى و زيانبارى به همراه خواهد داشت . بدين جهت ، روايات فراوانى درباره پرهيز از آزادى بى حد و حصر زبان و تاءكيد بر محافظت آن وارد شده است .شـخـصـى حـضـور پـيـامـبـر اكـرم (ص ) شـرفياب شد و تقاضاى پند و اندرز كرد. آن حضرت فرمود: (اِحْفَظْ لِسانَكَ)زبانت را حفظ كن .سپس در برابر تقاضاى مكرّر او تا سه مرتبه اين جمله را تكرار كرده ، فرمود: (وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النّاسَ عَلى مَناخِرِهِمْ فِى النّارِ اِلاّ حَصائِدُ اَلْسِنَتِهِمْ)(113)واى بر تو! آيا مردم را جز درو شده هاى زبانشان به رو در آتش دوزخ مى اندازد؟ بـدزبـانى كه از هواها و انگيزه هاى متنوع نفسانى سرچشمه مى گيرد، از صفات رذيله و اخلاق ناپسند در وجود انسان است و او را به گفتار بى فايده و بيجا و ارتكاب سخنان ناروا و حرام وادار مى كند. بسيارى از جرايم و گناهان از زبان نشاءت مى گيرد. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (بَلاءُ الاِْنْسانِ فى لِسانِهِ)(114)گرفتارى انسان در زبانش است .آثار بدزبانى بـخـشـى از اخـتلافات و درگيريهاى خانوادگى ، در سايه بدزبانى زن يا شوهر است . و چه بسيار ناراحتيها و طلاقها برخاسته از سخن بد و نارواست . امير مؤ منان (ع ) فرمود: (رُبَّ فِتْنَةٍ اَثارَها قَوْلٌ)(115)بسا فتنه اى كه سخنى آن را برانگيخته است .بدزبانى هر يك از زن و شوهر در محيط زندگى خانوادگى ، موجب كاهش محبّت و رنجش خاطر و مايه سرزنش و ملامت ديگران است . حضرت على (ع ) فرمود: (مَنْ ساءَ كَلامُهُ كَثُرَ مَلامُهُ)(116)هر كس سخنش بد باشد، بيشتر سرزنش مى شود.علاوه بر آن ، بيمارى (بدزبانى ) غضب الهى و آتش جهنم را به همراه خواهد داشت . امام صادق (ع ) در اين باره فرمود: (مَنْ خافَ النّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ فِى النّارِ)(117)كسى كه مردم از زبان او بترسند، در آتش دوزخ خواهد بود. (مولوى ) در وصف زبان و آثار بدزبانى گفته است :اين زبان چون سنگ و فم آهن وش است و آنكه بجهد از زبان چون آتش است سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف گه ز روى نقل و گاه از روى لاف زانكه تاريك است و هر سو پنبه زار در ميان پنبه چون باشد شرار ظالم آن قومى كه چشمان دوختند زان سخنها عالَمى را سوختند(118)بـد زبـانـى در خـانـواده ، بـه صورتهاى گوناگونى ظاهر مى شود كه برخى از آنها بدين شرح است :الف ـ سرزنش هرگاه سرزنش به صورت يك عادت ريشه دار درآمده باشد، جزو آفات زبان محسوب مى شود. عـادت بـه سـرزنـش كـردن ديـگـران ، تـوجـّه بـه واقعيات زندگى و موقعيت ديگران را بشدّت تضعيف كرده ، زمينه برخورد خصمانه و عتاب آميزى را فراهم مى كند.چـه بـسـيـار از نـارسـايـيـهـا و اشـتـبـاهـات را مى توان با پند و اندرز و خوش زبانى ، بدون سـرزنـش &zwj; و خـرده گـيـرى حـل كـرد؛ هـرگـاه سـرزنـش افـراد بـويـژه سـرزنـش هـمسر در محيط خـانـوادگـى ضـرورت پـيـدا كـند، نبايد در اين باره افراط و زياده روى كرد، بلكه بايد به حدّاقل آن اكتفا نمود؛ چرا كه زياده روى در سرزنش ديگران به جاى تاءثير نيكو، آثار منفى در پى دارد.امير مؤ منان على (ع ) فرمود: (اَلاِْفْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ)(119)زياده روى در نكوهش ، آتش لجاجت را شعله ور مى سازد.يـكـى از اصـول تـربـيـتـى ، پـرهيز از تكرار سرزنش است ؛ چرا كه موجب بى اثر شدن آن و پافشارى شخص در رفتار نادرست مى گردد. حضرت على (ع ) فرمود: (اِيّاكَ اَنْ تُكَرِّرَ الْعَتْبَ فَاِنَّ ذلِكَ يُغْرى بِالذَّنْبِ وَ يُهَوِّنُ الْعَتْبَ)(120)از تكرار ملامت بپرهيز كه حرص بر گناه مى آورد و سرزنش را بى ارزش مى كند.اثر منفى ديگر در زياده روى سرزنش ، ايجاد كينه و دشمنى است . به فرموده همان امام : (لا تُكَثِّرَنَّ الْعِتابَ، فَاِنَّهُ يُورِثُ الضَّغينَةَ وَ يَدْعُو اِلَى الْبَغْضاءِ)(121)زياد سرزنش مكن كه موجب كينه و دشمنى مى شود.ب ـ ناسزاگويى گـاهى بدزبانى به صورت ناسزاگويى و فحّاشى است كه موجب نارضايتى ، اختلافات و ناراحتيهاى عميق مى شود. بعضى از افراد در هنگام ناراحتى و خشم و غضب از همسر، به فحّاشى مـى پـردازنـد. چـنـيـن كـارى نـه تـنها مشكلى را حل نخواهد كرد، بلكه از شخصيت اجتماعى انسان كاسته ، محبّت و صميميت را از بين مى برد.شـخـص نـاسـزاگـو در خـانـواده ، بـه عـنـوان فردى نامتعادل شناخته مى شود كه مى خواهد همه مـشـكـلات را بـا زبـان درشـت خـود حـل كـنـد و بـه جـهـت بـى احـتـرامى مكرّر به افراد خانواده و ناسزاگويى به آنان حرمت خويش را نيز ضايع خواهد كرد. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (سُوءُ الْمَنْطِقِ يُزْرى بِالْقَدْرِ وَ يُفْسِدُ الاُْخُوَّةَ)(122)سخن بد، ارزش آدمى را كم و برادرى را از بين مى برد.امـيـر مؤ منان على (ع ) ، دشنام دادن افراد به يكديگر را به منقار زدن دو خروس يا نزاع دو سگ تـشـبـيـه كـرده كـه آن قـدر با يكديگر مى ستيزند تا مجروح و يا خسته و درمانده شوند. سپس هـشـدار داده كـه دانـايان و عاقلان چنين كارى نكنند و هر كس دست از فحّاشى بردارد، با شخصيت تر و ارزشمندتر از ديگرى خواهد بود.(123)در بـرخـى خـانواده ها، درگيريهاى لفظى زن و شوهر با ناسزاگويى به پايان مى رسد و در نتيجه زن ـ كه غالباً مورد هتّاكى و ناسزاگويى شوهر خود قرار مى گيرد ـ كينه همسرش را بـه دل گرفته ، نفرت از او سراسر وجودش را فرا مى گيرد، و بدين جهت ، محبوبيت و احترام معمول خانوادگى را از دست خواهد داد. حضرت على (ع ) فرمود: (اِحْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَالْكِذْبَ فَاِنَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ)(124)از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه اين دو گوينده خود را بى ارزش مى كنند.ج ـ عيبجويى يـكـى از صـفـات زشـت و نـاپـسـنـد اخلاقى ، عيبجويى است كه از آفات زبان محسوب مى شود. عـيـبـجـويـى مـوجـب پـيـدايـش نـاراحـتـيـهـاى گـوناگون ، آزار و اذيت روحى و روانى و خجالت و شرمسارى است . قرآن كريم ، هر نوع عيبجويى و طعنه زدن را مورد نهى قرار داده ، مى فرمايد:وَ لا تَلْمِزُوا اَنْفُسَكُمْ)(125)يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد.و نيز در مورد عيبجوى مسخره كننده مى فرمايد: (وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ)(126)واى بر هر عيبجوى مسخره كننده اى .كسى كه به عيبجويى عادت كرده است ، هرگز به اصلاح عيوب خود و ديگران اهمّيتى نمى دهد و هـمـواره درصـدد اسـت كـه از ديـگـران عـيبى مشاهده كرده ، آن را به جهت سرزنش ، زخم زبان ، حـسـادت ، كـوچـك شمردن ، انتقامجويى يا اغراض ديگر بازگو كند. اين گونه افراد ـ بويژه اگـر در مـيان كانون گرم خانواده باشند ـ قبل از ديگران ، خود نيازمند اصلاح هستند و بايد در مـرحـله اول خـود را اصـلاح كـنـنـد كـه پرداختن به عيوب ديگران و غفلت از عيوب خويش يكى از لغزشگاههاى بزرگ انسان است . حضرت على (ع ) در اين زمينه فرمود:جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُيُوبِهِ مِنْ اَكْبَرِ ذُنُوبِهِ)(127)ناآگاهى شخص به عيبهاى خويش ، از بزرگترين گناهان است .سعادت و خوشبختى در خانه اى است كه اهل آن در جستجوى عيب يكديگر نبوده ، به فكر اصلاح و بـازنـگـرى در اخـلاق خـويش و يافتن نقص و لغزشهاى خود باشند و در صورت مشاهده عيبى در اعضاى خانواده ، براى حلّ آن با لحنى ملايم ، محترمانه و بدون هيچ گونه تحقير و اهانت و با تـوجـه بـه شرايط و ظرفيت روحى افراد، به اصلاح آنان بپردازند، بگونه اى كه آنان با رضـايـت خـاطـر درصـدد اصـلاح خـويـش بـرآيـنـد و از نـصـيـحـت و انـدرز استقبال كنند و سخن امام صادق (ع ) را آوازه گوش قرار دهند كه فرمود: (اَحَبُّ اِخْوانى اِلَىَّ مَنْ اَهْدى اِلَىَّ عُيُوبى )(128)محبوبترين برادرانم نزد من كسى است كه عيوبم را به من هديه كند.د ـ نام زشت نهادن يكى ديگر از نمودهاى بدزبانى كه گناه محسوب مى شود و موجب ناراحتى و آزار ديگران است ، نـام زشـت نـهـادن بـر افـراد اسـت . عدّه اى از افراد بى بند و بار سعى دارند كه بر ديگران القاب زشت بگذارند و از اين طريق آنها را تحقير و مسخره كنند، شخصيتشان را بكوبند و يا از آنان انتقام گيرند.بـرخـى نـيـز در مـحـيـط خانوادگى براى تفريح و شيرين زبانى به صورتى تمسخر آميز، لقبى بد بر همسر نهاده ، گاه و بى گاه با صدا زدن آن نام ، او را آزرده خاطر مى كنند.




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;




&nbsp;




]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اخلاق خانواده1</title>
<link>https://ghanihld.loxblog.com/اخلاق-خانواده1-1</link>
<guid>https://ghanihld.loxblog.com/اخلاق-خانواده1-1</guid>

<description><![CDATA[





&nbsp;




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;




انـتـخاب شوهر براى زنان نيز بسى سخت و مشكل است . زن بايد بداند كه تن به ازدواج دادن براى مدت كوتاهِ يك سال و دو سال نيست ، بلكه عمرى بايد با شوهر زندگى كند و اگر در انـتـخـاب فـردى كـه مـى خـواهـد پـدر فرزندان آينده اش باشد، دقت كافى نكند و در اين امر از عـقـل ، بـيـش از احـسـاس و عـاطـفـه كـمـك نـگـيـرد و بـا بزرگترها بويژه پدر و مادرش &zwj; مشورت نكند(47) و نظر آنان را در امر ازدواج دخالت ندهد، چه بسا دچار مشكلات و ناهنجاريهاى سـخـت شـده ، بـنـاى زنـاشويى او لرزان گردد و براى نجات از شعله هاى آتش كينه و اختلاف دست به طلاق و جدايى دراز كند و آنگاه با جريحه دار شدن احساسات و عواطف ، تا پايان عمر احساس سرافكندگى و شرمسارى خواهد كرد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;










&nbsp;




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;




انـتـخاب شوهر براى زنان نيز بسى سخت و مشكل است . زن بايد بداند كه تن به ازدواج دادن براى مدت كوتاهِ يك سال و دو سال نيست ، بلكه عمرى بايد با شوهر زندگى كند و اگر در انـتـخـاب فـردى كـه مـى خـواهـد پـدر فرزندان آينده اش باشد، دقت كافى نكند و در اين امر از عـقـل ، بـيـش از احـسـاس و عـاطـفـه كـمـك نـگـيـرد و بـا بزرگترها بويژه پدر و مادرش &zwj; مشورت نكند(47) و نظر آنان را در امر ازدواج دخالت ندهد، چه بسا دچار مشكلات و ناهنجاريهاى سـخـت شـده ، بـنـاى زنـاشويى او لرزان گردد و براى نجات از شعله هاى آتش كينه و اختلاف دست به طلاق و جدايى دراز كند و آنگاه با جريحه دار شدن احساسات و عواطف ، تا پايان عمر احساس سرافكندگى و شرمسارى خواهد كرد.وقـتـى زنـى شـوهـر مـى كـنـد تا حد فراوانى در اختيار شوهر قرار گرفته ، در امور مشروع و مسائل مربوط به خانه و خانواده ، بايد از او اطاعت كند. از اين رو، پيامبر اسلام (ص ) فرمود: (اِنَّمـَا النِّكـاحُ رِقُّ، فـَاِذا اَنـْكـَحَ اَحـَدُكـُمْ وَليـدَةً فـَقـَدْ اَرَقَّهـا فـَلْيـَنـْظـُرْ اَحـَدُكـُمْ لِمـَنْ يـَرِقُّ كَريمَتَهُ)(48)ازدواج نوعى فرمانبرى است ، پس هر گاه دخترى را شوهر مى دهيد، دقت كنيد كه او را به اطاعت چه كسى وامى داريد.انتخاب همسر در سيره پيشوايان دين دقـت ائمـه معصومين (ع ) در انتخاب همسر، نشانگر توجه آنان به اهميّت و تاءثير اين انتخاب ، در زندگى خانوادگى است . آن بزرگواران در مواردى كه ازدواج آنها جنبه سياسى يا اجتماعى نـداشـت و نـفـس ازدواج براى آنان مطرح بود، درباره فرد مورد نظر، تحقيقات لازم را انجام مى دادنـد، تـا از اخـلاق ، ايـمـان و خـصـوصـيـات فـردى و خـانـوادگـى او بـطـور كامل آگاه شده ، همسرى شايسته و مناسب انتخاب كنند.پـيـامـبـر اسلام (ص ) عموماً در مواردى كه قصد ازدواج داشت ، ابتدا تحقيق مى كرد و كسى را مى فرستاد تا بانوى مورد نظر را ببيند.(49)امـيـر مـؤ منان (ع ) نيز قبل از ازدواج تحقيق مى كرد تا همسرى شايسته انتخاب كند كه از هر جهت خـصـوصـيـات لازم و مـورد نـظـر را داشـتـه بـاشـد. ايـن دقـت تـا آنـجـا پـيـش مـى رفـت كـه از احـوال پـدران زن نـيـز مـى پـرسـيـد، تـا بـا شـنـاخـت صـفـات مـوروثـى آنـان ، همسر خويش را برگزيند.روزى آن حضرت به برادرش عقيل كه به انساب عرب آگاهى داشت ، فرمود:تو به انساب عرب آگاهى ، براى من زنى اختيار كن كه فرزندى شجاع بياورد.)عقيل عرض كرد:بـا (فـاطـمـه كـلابـيـه ) ازدواج كـن كـه در عـرب كـسـى از پـدران او شـجـاعـتـر نـبـوده اسـت .(50)ملاكهاى انتخاب همسر كوشش و تلاش آدمى براى انتخاب همسر همراه با ملاك و معيارهاى درست و اساسى ، نقش ارزنده اى در زندگى زناشويى داشته ، موجب خوشبختى و سعادت خانواده خواهد بود.اگـر انـتـخـاب هـمـسـر بـا مـعـيـارهـاى درسـت صـورت پـذيـرد و بـه مـسـائل سطحى و زودگذر، احساسات و عواطف صورى توجّه نگردد، ريشه بسيارى از اختلافات خـانـوادگـى بـرطـرف مى شود. از اين رو، توجّه به ملاكهاى ارزشمند در انتخاب همسر، بسيار ضرورى است . مهمترين معيارهاى ازدواج بدين شرح است :مذهب و ايمان اگـر مـذهـب و ايـمـان عـميق و ريشه دار به عنوان يكى از ملاكهاى انتخاب همسر، مورد توجّه قرار گـيـرد، زنـدگـى بـا صـفـا و صـمـيـمـيـت تـواءم مـى گـردد، هـر يـك از زن و مرد، خدا را در همه حال شاهد و ناظر بر اعمال خود مى بينند و با ايمان به حساب و رستاخيز و تشخيص &zwj; حق و ناحق و... به انجام وظايف مى پردازند.ايـمـان هـمـسـر، تـاءثـير بسزايى در التزام به دستورات دينى مانند رعايت حجاب ، پرهيز از معاشرتهاى آلوده ، خوددارى از مصرف مال حرام و... دارد. روشن است زندگى خانوادگى دو فرد كه از نظر ديندارى در دو قطب مخالف قرار گرفته اند، چه وضعى پيدا مى كند؛ از كوچكترين مسائل زندگى تا مهمترين آن ، كشمكش و درگيرى مستمر و پايان ناپذيرى وجود خواهد داشت كه جملگى از رعايت نكردن ملاك مذهب و ايمان در انتخاب همسر نشاءت مى گيرد.در روايات اسلامى تاءكيد شده كه در انتخاب همسر، كفو بودن در دين و ايمان مورد توجه قرار گيرد و مردان با زنان ديندار پيمان زناشويى ببندند. پيامبر اسلام (ص ) فرمود: (... عَلَيْكُمْ بِذاتِ الدّينِ)(51)بر شما باد به ازدواج با زنان ديندار.مـرد مـسـلمـان نـمـى تـوانـد زن كـافـر، مـرتـد، نـاصـبـى (52) (دشـمـن اهـل بيت پيامبر(ص ) و اهل كتاب را براى پيمان زناشويى برگزيند، گرچه ازدواج موقّت با زنان اهل كتاب اشكال ندارد.(53)زن مـسـلمـان نـيـز كـه داوطـلب ازدواج است ، بايد شوهر مسلمان انتخاب كند و نمى تواند با مرد كـافـر، اهـل كـتـاب و نـاصبى پيمان زناشويى ببندد، زيرا غلبه مرد بر زن ممكن است زمينه را براى انحراف فكرى و عقيدتى او فراهم سازد و وى تحت تاءثير عقايد شوهر قرار گرفته ، دست از مذهبش بردارد. امام صادق (ع ) فرمود: (تـَزَوَّجـُوا فـِى الشَّكـاكِ وَ لا تـُزَوِّجـُوهـُمْ، لاَِنَّ الْمـَرْئَةَ تـَاءْخـُذُ مـِنْ اَدَبِ الرَّجـُلِ وَ يـُقـْهِرُها عَلى دينِهِ)(54)از مردم سست ايمان زن بگيريد، ولى به آنها زن ندهيد؛ زيرا زن در اخلاق و آداب تحت تاءثير شوهر است و مرد عقايد خود را بر او تحميل مى كند.اخـلاق اخـلاق هـر انـسـانى تاءثير مستقيم در زندگى او دارد. اين تاءثير در محيط خانواده محسوستر و نـقـش آفـريـن تـر اسـت ؛ زيـرا مـسـائل عـاطـفـى در خـانـواده بـر مـسـائل ديـگـر غـلبـه دارد و مـحـيـط خـانـواده بـيـشـتـر بـر مـبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شـكـل مـى گـيـرد، تـا عـوامـل ديـگر. اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نيكو بهره مند باشند، محيط خـانـواده تـبديل به بهشتى سرورانگيز مى شود و چنانچه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد. امام على (ع ) فرمود: (بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ)(55)با خوش اخلاقى ، زندگى نيكو و مطلوب مى گردد.هـمـسرِ بداخلاق و ناسازگار، مايه غم و اندوه و كدورت گرديده ، طراوت و شادابى را از آدمى مى ربايد. پيامبر گرامى (ص ) در دعا چنين مى گفت : (اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُنى قَبْلَ اَوانِ مَشيبى )(56)خدايا! به تو پناه مى برم از همسرى كه قبل از رسيدن پيرى ، پيرم كند.زنـدگـى مشترك زناشويى ، داراى فراز و نشيبهايى است كه برخورد صحيح با آنها نياز به روحـيـه اى قـوى و اخـلاقـى پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت بهره اى نداشته باشند، نـمـى تـوانند با تفاهم و همكارى متقابل ، بر مشكلات زندگى چيره شده ، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر يك از طرفين از اخلاقى نيكو و رفتارى شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگى به كامش تلخ خواهد شد.از آنـجـا كـه اصـلاح صـفـات نـاپـسند، در صورت ريشه دار بودن آنها، نياز به تلاش &zwj; طاقت فـرسـا و زمـانـى طـولانـى دارد، بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقى همسر توجّه كرد، تا در سايه انتخاب همسرى خوش اخلاق ، زندگى سعادتمندانه اى پى ريزى شود.در روايات ، ازدواج با افراد بداخلاق منع گرديده است . حسين بن بشّار (يكى از ياران امام هشتم (ع ) دخـتـرى داشـت و يـكـى از خـويشانش كه اخلاق نيك نداشت ، از دختر او خواستگارى كرد. وى نـامـه اى براى حضرت رضا(ع ) نوشت كه چنين فردى براى خواستگارى دخترم آمده ، آيا جواب مثبت بدهم يا جواب منفى ؟ حضرت رضا(ع ) در پاسخ نوشت : (لا تُزَوِّجْهُ اِنْ كانَ سَيِّى ءَ الْخُلْقِ)(57)اگر (خواستگار) بداخلاق است ، دخترت را به ازدواج او درنياور.هماهنگى فكرى و فرهنگى آگـاهـى از طـرز فـكر و فرهنگ همسر آينده در جنبه هاى گوناگون زندگى مانند: سطح علمى ، فداكارى ، گذشت ، ولخرجى ، اسراف ، راحت طلبى ، مقام دوستى ، جاه طلبى ، چشم و هم چشمى ، تـدبير منزل ، عقل معاش ، معرفت و دانش و... بسيار مهم است ؛ زيرا در موارد زيادى ، اختلافات زن و شـوهر ناشى از اختلاف روحيه ها و ناهماهنگى فكرى است ، بويژه آنگاه كه هر يك از آنها در اِعـمـال سـليـقـه خود اصرار و سماجت ورزند و حق را همان بدانند كه خود فكر مى كنند. از اين رو، توجه به هماهنگى فرهنگى بين زن و مرد يكى از معيارهاى انتخاب همسر قلمداد مى شود. امام صادق (ع ) فرمود:(اِنَّ الْعارِفَةَ لا تُوضَعُ اِلاّ عِنْدَ عارِفٍ)(58)زن آگاه و با معرفت ، بايد همسر مرد آگاه و با معرفت گردد.در روايـات ، ازدواج بـا افـراد كـج رفـتـار، لجباز، ناسازگار، ساده لوح ، كوته فكر و احمق نهى شده است .(59)اصالت خانوادگى مـحـيـط خـانـواده اوّليـن عـرصـه شـنـاخت انسان از جهان است و روحيات و اخلاق انسان از اين محيط تـاءثـيـر مـى پذيرند. بنابراين ، براى شناخت همسر بايد از خانواده او آگاهى كافى داشت . بـر ايـن اسـاس ، تـوجـّه بـه نـجـابـت ، ايـمـان ، عـفـاف و ديـگـر صـفـات خـانـواده همسر كه در شكل گيرى شخصيّت او مؤ ثّر هستند، ضرورت پيدا مى كند.البـتـّه نـمـى توان منكر وجود افراد شايسته در ميان خانواده هاى ناصالح بود، اما چنين افرادى بندرت يافت مى شوند؛ زيرا به هر حال ، بقاياى آثار منفى خانواده در زواياى وجود انسان مى مـانـد و بگونه اى او را تحت تاءثير قرار مى دهد. پيامبر اسلام (ص ) درباره اهميّت توجّه به خانواده همسر فرمود: (اَيُّهـَا النـّاسُ اِيـّاكـُمْ وَ خـَضـْراءَ الدِّمـَنِ قـيـلَ يـا رَسـُولَ اللّهِ! وَ مـا خَضْراءُ الدِّمَنِ؟ قالَ: الْمَرْاءَةُ الْحَسْناءُ فى مَنْبَتِ السُّوءِ)(60)اى مـردم ! از سـبـزه اى كـه در لجـنـزار رويـيـده اسـت ، پـرهـيـز كـنـيـد. سـؤ ال شد: اى پيامبر خدا! سبزه روييده در لجنزار چيست ؟ فرمود: زن زيبايى كه در خانواده اى بد، تربيت شده باشد.در روايات ، يكى از ويژگيهاى همسر خوب ، عزيز و سربلند بودن زن در ميان بستگانش بيان شـده اسـت (61) و نـيـز تـوصـيـه شده كه براى ازدواج ، زنان هاشميه را ترجيح دهيد؛ زيـرا ايـنـان از نـظـر نـسـل بـه خـانـدان كـريـم پـيـامـبـر(ص ) مـتـصـل مى شوند، به شوهران خود مهربانتر،به فرزندان خويش دلسوزتر، در برابر اغيار خودنگهدارتر و نسبت به شوهر خويش &zwj; مطيع ترند.(62)معيارهاى ديگر عـلاوه بـر مـعـيـارهـاى يـاد شـده ، بـراى هر يك از زن و مرد ملاكهاى اختصاصى ديگرى از لحاظ جـسمى ، سنّى و اقتصادى در لا به لاى روايات معصومين (ع ) وجود دارد كه خلاصه اى از آنها را در زير مى آوريم :الف ـ شرايط اختصاصى انتخاب همسر براى مردان مـردان بـراى انـتـخاب همسرى شايسته ، بايد كوشش كنند تا سراغ زنانى روند كه از صفات زير برخوردار باشند:از نـظـر فـكـرى ، ضعيف العقل و داراى كمبود ذهنى ، بلاهت و حماقت نباشند؛ زيرا ضمن اينكه اين خـصـايـص و صـفـات بـه نـسـل بـعـدى مـنتقل مى شود و در عين اينكه زندگى همواره با كمبودها، نـارسـايـيـها و درگيريها رو به روست ، تربيت و پرورش فرزندانى كه از آنها به دنيا مى آيد، نيز دچار مخاطره است .(63)از لحـاظ جـسـمـى ، تـوصـيـه شـده اسـت كه همسر بسيار بلند قد و يا بسيار كوتاه قد نباشد، بـلكـه مـتـوسـط القـامـه و تـا حـدود امـكـان نـقـص جـسـمـى نـداشـته ، عاجز، كور، زمينگير و به بيماريهاى مزمن مبتلا نباشد.(64)رهـبـران اسـلام ، در بـرخـى از روايـات ، ازدواج بـا سـالخـوردگـان و زنـان بچه دار را مناسب ندانسته اند و توصيه ها اغلب متوجه ازدواج با دوشيزگان است .(65)و نـيـز سـفارش شده است كه همسرى وَلود و از خاندانى پر زاد و ولد انتخاب كنيد. پيامبر(ص ) فرمود: (اِنَّ مـِنْ خـَيـْرِ نـِسـائِكـُمُ الوَلُودَ الْوَدُودَ السَّتـيـرَةَ الْعـَزيـزَةَ فـى اءَهـْلِهـَا الذَّليـلَةَ مـَعـَ بَعْلِها...)(66)بـى شـك ، از بـهـتـريـن زنـهـايتان ، كسى است كه زايا، مهربان ، پاكدامن ، در نزد خانواده اش عزيز و در نزد شوهرش &zwj; فروتن باشد.هـمـچـنـيـن ، داراى وفـا، تـدبـيـر، حـيـا، آزادمـنـشـى ، زيـبـايـى ، كـمال ، قدرت همسردارى ، مهربانى ، خودآرا براى شوهر، موقّر، پارسا و كابينش سبك باشد. و از لحاظ خويشاوندى دور باشد كه فرزندى ضعيف مى زايد. علاوه بر آن بايد:تا حدودى متكبر و بزرگ فروش باشد، تا تسليم غير شوهر نشود.تا حدودى بخيل باشد، تا مال و دارايى شوهر را حفظ كند.تا حدودى بيمناك باشد، تا به دام صياد نيفتد،(67) و... .ب ـ شرايط اختصاصى انتخاب شوهر براى زنان زنـانـى كـه مـى خواهند شوهر انتخاب كنند شايسته است به شرايط و معيارهاى زير نيز توجه كنند:از لحـاظ جـسـمـى تـوصـيه شده است كه شوهر بيماريهاى مزمن بدنى نداشته ، قادر به انجام وظيفه همسرى باشد.(68)از لحاظ سنّى ، بهتر است تفاوتهاى سنّى در حد تفاوت دو بلوغ (شرعى ) و (جنسى )، يعنى حدود 3 تا 6 سال باشد.(69)از لحـاظ اقتصادى ، با مردى ازدواج كند كه بتواند كار شرافتمندانه براى خود انتخاب كرده ، چرخ زندگى را بچرخاند.(70)عوامل سعادت خانواده تـوجـّه بـه خـوشـبـخـتـى خـانـواده ، نـيـاز بـه شـنـاخـت جـامـع و فـراگـيـر نـسـبـت بـه عـوامـل سـعـادت بـخـش آن دارد. شـناخت اين عوامل و به كارگيرى آنها، در شؤ ون مختلف زندگى خانوادگى اثر داشته ، اركان سعادت خانواده را حفظ و مستحكم مى سازد.بـرخـوردارى از اين عوامل ، نياز به تجربه فراوان ، عبرت از زندگى ديگران و آموختن و به كـارگـيـرى دسـتورات دينى دارد و هر اندازه بتوان به نكات بيشترى در اين زمينه دست يافت ، بـهـتـر مـى تـوان سـعـادت خـانـواده را تـضـمـيـن كـرد. ايـنـك تـعـدادى از ايـن عوامل :1 ـ احترام متقابل بـراى بـرخـوردارى از خـانـواده بـهـنـجـار، نـيـاز بـه سـازش ، تـوافـق و هـمـكـارى مـتـقـابـل در خـانـواده اسـت . در زنـدگـى خـانـوادگـى هـيـچ يـك از زن و مـرد نـبـايـد خـود را مـسـتـقـل از ديـگرى بداند. هر دو به يكديگر نيازمندند و بايد نيازهاى مختلف همديگر را تاءمين كنند.احـتـرام مـتـقـابـل زن و مـرد در مـحـيـط خـانـوادگـى ، يـكـى از اصول مهمّ سعادت خانواده است . بر اين اساس ، در روايات اسلامى آمده كه هر يك از مرد و زن ، بايد به ديگرى احترام بگذارد. امام باقر(ع ) به مردان چنين سفارش كرده است : (مَنِ اتَّخَذَ امْرَاءَةً فَلْيُكْرِمْها)(71)هر كس زن گرفت ، بايد او را گرامى دارد.زن نـيـز بـايـد نـهـايـت احـتـرام را نـسـبـت به شوهرش روا داشته ، با او خوشرفتار باشد، تا خوشبختى خود و همسر و فرزندانش را تضمين كند. امام صادق (ع ) فرمود: (... سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ، اِمْرَاءَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَ لا تُؤْذيها وَ تُطيعُهُ فى جَميعِ اَحْوالِهِ)(72)بـسـيـار سـعـادتـمند است زنى كه به همسرش احترام گذارد و او را آزار ندهد و همواره از اواطاعت كند.الف ـ ضرورت احترام به زنان گـرچـه زن نـسبت به شوهر وظايف ويژه اى همچون اطاعت و فرمانبرى و... دارد ـ كه در درسهاى آيـنـده خـواهيم گفت ـ ولى به خاطر احساس و عاطفه ، تاءثير پذيرى ، رقّت قلب و نياز شديد بـه مـحـبـت و مـهـرورزى و... بـايـد از احـتـرام شايسته شوهر در محيط خانه و خانواده برخوردار باشد.رعـايـت احترام زن از سوى شوهر، موجب رشد و تعالى شخصيّت او و نيز بهبود و تحكيم روابط عاطفى او با شوهر و ساير اعضاى خانواده خواهد بود و در نتيجه سعادت خانواده در پرتو چنين احترامى تاءمين مى گردد.بـرعـكـس ، خـانـواده اى كـه احـتـرام بـه هـمسر در آن رعايت نشود، نمى توان اميدى به سعادت و خوشبختى آن داشت و زمينه بروز اختلافات ، همواره در آن مهيّاست .ضـرورت رعـايـت احترام زنان از سوى مردان ، موجب سفارش بسيار پيشوايان دينى در اين زمينه شده است . پيامبر اسلام (ص ) فرمود:بـرادرم جـبـرئيـل بـه مـن خبر داد ـ و همواره سفارش زنان را به من مى كرد، تا آنجا كه من گمان كـردم جـايـز نـيـسـت شـوهر به زنش (اُف ) بگويد ـ اى محمد! در مورد زنان تقواى الهى پيشه كـنـيـد... بـا آنـان مـهربان باشيد و رضايت خاطرشان را فراهم كنيد، تا در كنار شما باشند و ايشان را به كارى مجبور نكنيد و بر آنان خشم نگيريد و اموالى را كه به آنان داده ايد، جز با رضايت و اجازه آنها پس نگيريد.(73)بـى احـتـرامـى بـه هـر كـس در حـقـيقت تضييع شخصيت انسانى اوست . زنى كه از همسر خود بى احترامى ببيند و مورد اهانت او قرار گيرد، رنجيده خاطر مى گردد و نشاط و شكوفايى خود را از دسـت مـى دهـد و بـتـدريـج بـاور مـى كـنـد كـه نـزد شـوهـرش ارزش نـدارد و قـابـل احترام نيست . اگر در زن چنين روحيه درهم شكسته اى پيدا شود، نمى تواند فرزندان با شخصيت و محترمى را پرورش دهد و از عهده مسؤ وليت تربيت كودكان و اداره خانه به شايستگى برآيد و احساس خوشبختى و سعادت كند. پيامبر گرامى (ص ) فرمود: (اِسْتَوْصَوْا بِالنِّساءِ خَيْراً فَاِنَّهُنَّ عَوانٌ عِنْدَكُمْ)(74)با زنان خوشرفتارى كنيد، اينان در دست شما امانت (و اسير) هستند.امام على (ع ) فرمود: (لا يَكُنْ اَهْلُكَ اَشْقَى الْخَلْقِ بِكَ)(75) (بـا خـانـواده ات بـگـونـه اى رفـتـار كـن كـه ) مبادا همسرت به واسطه تو بدبخت ترين مردم باشد.ب ـ علل بى احترامى به زن گاهى بعضى از مردان ، آن گونه كه شايسته است به همسر خود احترام نمى گذارند و آنان را مـورد تـوجـّه قـرار نـمى دهند، در حالى كه سِمَت سرپرستى خانواده ايجاب مى كند كه مرد به هـمـسـر خـود احترام گذاشته ، از اهانت ، ناسزاگويى ، فرياد زدن ، ابراز خشونت ، تحقير و... خوددارى كرده ، كاستيهاى اخلاقى همسرش را با بزرگوارى و گذشت جبران كند.بى احترامى به زن توسط شوهر، معلول عواملى است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم : # انديشه برترى مرد بر زن پندار برترى مرد بر زن و طفيلى پنداشتن وجود او، احساس تسلّط مطلق مرد را بر زن به وجود مـى آورد و مـوجـب مـى شود تا به او به عنوان موجودى ناقص نگاه شود و اين امر، زمينه پيدايش بـى احـتـرامـى بـه او را فـراهـم مـى كـنـد، در حـالى كـه تـفاوتهاى موجود ميان زن و مرد، لازمه زندگى مشترك آنهاست و دليلى بر كمبود شخصيت مرد يا زن نيست .اگـر مـردى در بـيرون از خانه داراى موقعيت و شخصيّتى اجتماعى ، سياسى ، نظامى و... است ، نـبـايـد ايـن روحـيـه را بـه مـحـيط خانه بكشاند و با برترى جويى ، ديگر اعضاى خانواده را تحقير كند. لقمان حكيم گفت : (يَنْبَغى لِلْعاقِلِ اَنْ يَكُونَ فى اَهْلِهِ كَالصَّبِىِّ، فَاِذَا كانَ فِى الْقَوْمِ وُجِدَ رَجُلاً)(76)مـرد خـردمـنـد بـايـد در بـيـن خـانـواده اش مـانـنـد كـودك بـاشـد و در خـارج از منزل ، رفتار مردانه داشته باشد. # خوى استبدادى داشـتـن خـوى اسـتـبـدادى و اِعـمال اين صفت نادرست در قالب خشونت و ايجاد ترس در همسر، موجب شـكـسـته شدن حرمت و شخصيت زن مى شود. چنين افرادى ، بى احترامى به همسر را لازمه تسلّط خود بر زندگى مى دانند. در عوض ، انتظار احترام بسيار از همسر خويش دارند و سعى مى كنند آن را از طريق استبداد و ابراز خشونت كسب كنند. آنان از اين نكته غافلند كه احترام برخاسته از تـرس و وحـشـت ، هـيـچ گـونـه ارزشـى نـدارد. ايـنـان مـشـمـول سـخـن رسول خدا(ص ) هستند كه فرمود: (شَرُّ النّاسِ يَوْمَ الْقِيامَةِ الَّذينَ يُكْرَمُونَ اتِّقاءَ شَرِّهِمْ)(77)بـدتـرين مردم در روز قيامت كسانى هستند كه به جهت در امان ماندن از شرّشان مورد احترام قرار مى گيرند. # توقّع كار زياد تـوقـّع بـيـجـايـى كـه بـعـضـى از مـردان نـسـبـت به انجام تمامى كارهاى خانه از زنان دارند، عـامـل ديـگر بى احترامى به آنان است . چنين افرادى گمان مى كنند كه كار در خانه تنها وظيفه زن اسـت و بـه خـود حق مى دهند كه در اين مورد، او را مورد توبيخ و سرزنش قراردهند، در حالى كـه زن چـنـيـن وظـيـفه اى ندارد و فقط علاقه او به همسر و امور خانه دارى مشوّق او در اين زمينه است و آنچه كه در اين باره بر عهده مرد است ، تقدير و تشكّر است ، نه توبيخ و بازخواست .2 ـ مهربانى و محبّت  يـكى ديگر از عوامل سعادت خانواده كه اميد و حركت را به ارمغان مى آورد، محبّت زن و شوهر به يكديگر است . انسان ، نيازهاى عاطفى فراوانى دارد كه نياز به محبّت ، يكى از اساسى ترين آنهاست . او دوست دارد هم مورد محبّت ديگران واقع شود و هم نسبت به آنها ابراز محبت كند، زيرا زندگى بدون محبت براى هيچ كس جاذبه ندارد.از آنجا كه زن موجودى عاطفى است و عواطف و احساسات او بر جنبه هاى ديگرش &zwj; غلبه دارد، نياز او بـه مـحـبـّت ، بـيـش از مـرد اسـت و شـايـد بـه همين سبب ، خداوند نسبت به زنان بيش از مردان مهربان است . پيامبر اسلام (ص ) فرمود:اِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلَى النِّساءِ اَرْاءَفُ مِنْهُ عَلَى الذُّكُورِ)(78)خداوند متعال نسبت به زنان بيش از مردان مهربان است .درباره رفتار پيامبر گرامى اسلام (ص ) با زنان گفته شده است : (كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص ) اَرْحَمَ النّاسِ بِالنِّساءِ وَالصِّبْيانِ)(79)پيامبر خدا(ص ) مهربانترين مردم نسبت به زنان و كودكان بود.بـنـابـرايـن ، بـهتر است شوهر، آغازگر ابراز محبّت و تداوم بخش آن باشد. در اين صورت ، علاقه زن نسبت به او شدّت يافته ، او نيز درصدد ابراز محبت برمى آيد.ساختار وجودى و خصوصيات فطرى زن ، او را بشدّت ، نيازمند محبّت همسر قرار داده است . زنى كـه از ايـن مـوهـبـت بى بهره باشد، همواره با حسرت تمام درصدد جبران اين كمبود روحى خواهد بود. امام صادق (ع ) فرمود: (اِنَّ الْمَرْاءَةَ خُلِقَتْ مِنَ الرَّجُلِ وَ اِنَّما هِمَّتُها فِى الرِّجالِ، فَاءَحِبُّوا نِساءَكُمْ)(80)همانا زن از مرد آفريده شده ، و توجه او به مردان معطوف است ، پس زنانتان را دوست بداريد.مـحـبـّت بـايـد از درون آدمـى سـرچشمه گيرد و از صميم قلب برخيزد، تا در قلب ديگرى اثر بـگـذارد، بـا اين حال ، اظهار محبت و ابراز آن به دو صورت انجام مى گيرد: ابراز محبّت عملى كـه در بـرخـورد مـلايـم و محبت آميز فرد نمايان مى شود و بدين گونه زن ، محبت مرد نسبت به خـود را از رفـتـار او درمـى يـابـد. ديـگرى ابراز محبّت زبانى و گفتارى كه نقش &zwj; ويژه اى در تحكيم پيوند خانوادگى دارد.زن بـه ابـراز محبت زبانى شوهر نياز دارد و به وسيله آن از محبّت قلبى شوهر نسبت به خود اطمينان يافته ، آرامش خاطر پيدا مى كند و هرگز شيرينى آن را فراموش نمى كند. پيامبر اكرم (ص ) فرمود: (قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْاءَةِ اِنِّى اُحِبُّكِ لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها اَبَداً)(81)سخن مرد به همسرش كه (دوستت دارم ) هرگز از قلبش بيرون نخواهد رفت .ابراز محبّت به همسر نشانگر رشد ايمان و انسانيت است . امام صادق (ع ) در اين زمينه فرمود: (اَلْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدادَ لِلنِّساءِ حُبّاً ازْدادَ فِى الاِْيمانِ فَضْلاً)(82)هر اندازه محبّت انسان به همسر بيشتر شود، ايمان او افزونتر خواهد شد.هـمـان گـونـه كـه مـحبّت مرد به همسرش مايه خوشبختى خانواده است ، مهربانى و محبت زن به شـوهـرش نـيـز مـوجـب استحكام روابط زناشويى خواهد بود. در سخنان پيشوايان دين به زنان سفارش شده كه با محبّت و مهربانى ، رضايت و خشنودى شوهر را به دست آورند. پيامبر اكرم (ص ) فرمود:آيـا مـى خـواهـيـد بهترين زنان بهشتى را به شما معرّفى كنم ؟ زنى كه وَلود (زايا) و مهربان بـاشـد، هـرگـاه شـوهـر را بيازارد، يا شوهر به او آزارى رساند به پوزش و عذرخواهى نزد شوهر آيد، دست او را بگيرد و بگويد: به خدا تا تو راضى نشوى ، خواب به چشم من نخواهد رفت .(83) 3 ـ گذشت و بخشش  يـكـى ديـگـر از عـوامـل سـعادت خانواده كه تاءثير زيادى در ايجاد جوّ تفاهم ميان زن و شوهر و حُسن روابط خانوادگى دارد، گذشت آنها نسبت به يكديگر است .بـطـور طـبـيـعـى هـر انـسـانـى لغزشها و اشتباهاتى دارد كه نشانگر نقص ذاتى اوست و جز با گـذشـت زمان و كسب تجارب فراوان ، برطرف نمى شود. زندگى خانوادگى نيز از اين قاعده بـيـرون نيست . اگر خطاها و اشتباهات تعقيب گردد و هر روز به رخ كشيده شود، آسايش و آرامش مـحـيـط خـانـه بـه اخـتـلاف ، عـيـبـجـويـى ، نـزاع و كـشـمـكـش تبديل خواهد شد. زن فداكار و علاقه مند به زندگى ، از لغزش شوهرش مى گذرد و عذرش را مى پذيرد و به اين وسيله بر محبّت شوهرش مى افزايد. پيامبر اكرم (ص ) فرمود:(اِنَّ مِنْ شَرِّ نِسائِكُمْ... [مَنْ] لا تَقْبَلُ مِنْهُ عُذْراً وَ لا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْباً)(84)بدترين زنان ، زنى است كه عذر شوهرش را نمى پذيرد و خطاهايش را نمى بخشد.اهميّت گذشت  گـذشـت هـر يـك از زن و شـوهـر از لغـزشها و كارهاى ناپسند ديگرى ، در محيط خانواده از چنان اهميّتى برخوردار است كه بى توجّهى نسبت به آن ، جوّ صميميّت و آسايش حاكم بر خانواده را بـه مـحـيـط اضـطـراب ، بـدبينى ، عصبانيت و عيبجويى مستمرّ هر يك از اعضا نسبت به يكديگر تبديل خواهد كرد.مـرد يـا زنـى كه از خوى گذشت ، بهره اى ندارد و با وقوع كوچكترين خطا و لغزشى از طرف هـمسر، درصدد انتقام و مجازات او برمى آيد، خوشبختى خود را تباه كرده ، سراسر زندگى اش را تيره و تار مى كند. امير مؤ منان (ع ) فرمود: (قِلَّةُ الْعَفْوِ اَقْبَحُ الْعُيُوبِ وَالتَّسَرُّعُ اِلَى الاِْنْتِقامِ اَعْظَمُ الذُّنُوبِ)(85)كم گذشت بودن ، زشت ترين عيب و شتاب در انتقام ، بزرگترين گناه است .بـى نـصـيب بودن از روحيه گذشت ، موجب تسريع در انتقام ـ كه از بزرگترين آفات زندگى خـانـوادگـى اسـت ـ مـى شـود. هـمسرانى كه از لغزش ديگران گذشت نكرده ، از عيوب آنان چشم پوشى نمى كنند، در زمره بدترين مردم محسوب مى شوند؛ چرا كه صفا و صميميت كانون گرم خانواده را فداى اين صفت ناپسند خويش مى كنند. حضرت على (ع ) فرمود: (شَرُّ النّاسِ مَنْ لا يَعْفُو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا يَسْتُرُ الْعَوْرَةَ)(86)بدترين مردم كسى است كه از لغزش ديگران گذشت نمى كند و عيوب آنان را نمى پوشاند.پـذيـرفـتـن عـذر و عـفـو كـسـى كـه پـوزش خواسته است بقدرى اهميّت دارد كه امير مؤ منان (ع ) درباره آن فرمود: (اِقْبَلِ الْعُذْرَ وَ اِنْ كانَ كِذْباً)(87)عذر را بپذير گرچه دروغ بوده باشد.آثار عفو و گذشت  گذشت و بخشش در بيشتر امور، بويژه در مسائل مربوط به خانه و خانواده ، داراى آثار ارزنده و فراوانى است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :الف ـ افزايش عزّت :شـخـصـيت انسانِ باگذشت در اجتماع بالا رفته ، نظرها متوجّه او مى گردد. عفو، سبب بالا رفتن قـدر و مـنـزلت انـسـان نـزد مـردم مى شود. در محيط خانوادگى نيز، گذشت از خطاها و اشتباهات هـمـسـر، مـوجب عزّت انسان شده ، بر احترام او نزد همسر مى افزايد. برعكس ، عدم گذشت و خرده گـيرى و عيبجويى ، موجب كاهش عزت ، درگيرى و ريختن آبروى انسان و مايه پايين آمدن ارزش شخص و ذلّت او مى شود.كـسـانـى كـه از رفـتار همسر خويش خرده مى گيرند، نه تنها به اصلاح رفتار او موفّق نمى شـونـد، بـلكـه مـمـكـن اسـت موجب لجبازى و واكنش منفى او گردند، در حالى كه با گذشت و چشم پـوشـى از خـطـا در نـظر او بزرگ و محترم جلوه كرده ، از نفوذ كلام بيشترى برخوردار خواهند شد. از امام صادق (ع ) نقل شده است كه پيامبر(ص ) فرمود: (عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ فَاِنَّ الْعَفْوَ لا يَزيدُ الْعَبْدَ اِلاّ عِزّاً فَتَعافَوْا يُعِزَّكُمُ اللّهُ)(88)بـر شـمـا بـاد به عفو كردن ؛ زيرا عفو و گذشت جز بر عزّت انسان نمى افزايد، پس گذشت كنيد، تا خدا شما را عزيز كند.ب ـ آمرزش پروردگار:يـكـى از راهـهـاى رسـيدن به آمرزش پروردگار، گذشت از لغزشهاى ديگران است . چه زيبا و زيـبـنـده اسـت كـه انـسـان در سـايه گذشت به چنين مقام و منزلت بزرگى دست يابد! قرآن مى فرمايد: (وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا اَلا تُحِبُّونَ اَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ)(89) (مـؤ مـنـان ) بـايـد عـفـو كـنـنـد و چـشـم بـپـوشند؛ آيا دوست نمى داريد خداوند شما را ببخشد؟! و حال آنكه خداوند آمرزنده و مهربان است .ج ـ زدودن كينه :ريـشـه بسيارى از اختلافات و درگيريهاى خانوادگى كينه اى است كه زن و شوهر از يكديگر بـه دل مـى گـيـرنـد كه با كوچكترين بهانه اى تازه شده ، موجب بروز درگيريهاى لفظى و تـيرگى روابط خانوادگى مى شود، در حالى كه با گذشت از بديهاى همسر درباره خود، مى تـوان ريـشـه تـمـامـى كـيـنـه هـا را سـوزانـد و بـذر مـحـبـت را در دل كاشت . پيامبر گرامى اسلام (ص ) فرمود: (تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ)(90)نسبت به يكديگر گذشت كنيد، تا كينه هايتان برطرف شود.با داشتن روحيه گذشت و اغماض ، بذر كينه در دل نخواهد روييد و بدين گونه كانون خانواده از چنين آفت بزرگى در امان مى ماند.د ـ ايجاد آرامش :اثـر ديـگـر گذشت ، ايجاد آرامش و آسايش روحى در كانون گرم خانواده است . كسى كه گذشت نـدارد، هـمـواره مـنـتظر فرصتى است تا انتقام بگيرد، بدين جهت هميشه داراى دغدغه روحى بوده آرامـش از او سـلب مـى شود. برعكس ، كسى كه با گذشت است از اين دغدغه روحى مصون بوده ، بـدون هـيـچ كـيـنـه و نـاراحـتـى در كـنـار همسرش زندگى مى كند و از بهانه جوييهاى بيهوده و زيانبار دورى مى جويد.زيباترين گذشت  عـلاوه بـر ايـنـكـه نـفـس گـذشـت بـسـيـار ارزنـده و زيـبـاست ، نوع گذشت نيز از اهميّت خاصى بـرخـوردار اسـت . گذشت از بديهاى ديگران را مى توان به صورتهاى گوناگون نشان داد. بعضى از افراد حتّى بعد از مجازات افراد خطاكار نيز آنها را نمى بخشند و رفتار خصمانه اى بـا آنـان دارنـد. چنين افرادى در زمره بدترين انسانها به شمار مى آيند. بعضى ديگر، افراد خـطـاكـار را مـجـازات مـى كـنـنـد، امـّا بـعـد از آن ، كـيـنـه اى از آنـان در دل نـگـه نمى دارند. بهتر از اين افراد كسانى هستند كه بدون مجازات كردن شخص خطاكار، از بدى و ظلم او در حق خود، مى گذرند و بزرگوارانه او را مى بخشند. قرآن كريم چنين گذشتى را به مردم توصيه كرده ، مى فرمايد: (فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ)(91)گذشت كن ، گذشتى نيكو.امام صادق (ع ) در تفسير اين آيه فرمود: (وَالصَّفْحُ الْجَميلُ اَنْ لا تُعاقِبَ عَلَى الذَّنْبِ)(92)گذشت زيبا اين است كه كسى را به خاطر خطايش مجازات نكنى .هنگامى كه گذشت از همسر بدون سرزنش باشد، تاءثير نيكوى خود را در زندگى مى گذارد. امام رضا(ع ) نيز در مورد گذشت زيبا فرمود: (اَلْعَفْوُ مِنْ غَيْرِ عِتابٍ)(93)گذشت (زيبا) آن است كه بدون سرزنش باشد.نـتـيـجـه مـداومـت بـر چـنـيـن گـذشـتـى در زندگى خانوادگى ، ايجاد روابطى سالم ، انسانى ، پـسـنـديـده و قـابـل سـتـايـش اسـت كـه زن و شـوهر در پرتو آن از سعادت خانوادگى بيشترى برخوردار مى شوند.عفو و گذشت در سيره پيشوايان دين تـوجـه بـه گـذشـت فراوانى كه ائمّه معصومين (ع ) نسبت به ديگران داشته اند، تشويق كننده خوبى براى پيروى از اين صفت والاى انسانى و مؤ ثر دانستن آن است .




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;




&nbsp;




]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 03:17:16 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

